پیام اخیر رئیسجمهور ایران درباره «جنگی فراگیر» اگر خامنهای هدف قرار گیرد، بیش از آنکه هشدار باشد، نشانهای از اضطراب و فروپاشی در رأس قدرت تلقی شد.
پیام رئیسجمهور ایران؛ هشدار به جهان یا پیام به داخل؟
در بحبوحه اعتراضات گسترده، سرکوب خونین و فشارهای فزاینده بینالمللی، پیام رئیسجمهور ایران با لحنی کمسابقه منتشر شد: هشدار درباره وقوع «جنگی فراگیر» در صورت هدف قرار گرفتن رهبر جمهوری اسلامی.
این پیام بلافاصله بازتاب گستردهای یافت، اما پرسش اصلی این بود:
آیا این سخن واقعاً خطاب به جهان است یا تلاشی برای مهار فروپاشی در داخل؟
چرا حالا؟ زمانبندیای که تصادفی نیست
صدور این پیام دقیقاً در مقطعی رخ داد که:
• اعتراضات از کنترل خیابانی خارج شده
• شکاف در بدنه نیروهای امنیتی گزارش میشود
• فشار حقوق بشری در سطح بینالمللی افزایش یافته
• و بحث «تغییر رهبری» بهطور علنی در رسانههای غربی مطرح شده است
در چنین شرایطی، پیام رئیسجمهور ایران بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، تلاشی برای بازدارندگی روانی تلقی میشود.
پیام رئیسجمهور ایران و ادبیات تهدید؛ چرا اینبار متفاوت است؟
جمهوری اسلامی سابقه طولانی در استفاده از زبان تهدید دارد، اما تفاوت این پیام در چند نکته است:
• تهدید مستقیم به «جنگ فراگیر»
• گرهزدن سرنوشت کشور به یک فرد
• استفاده از ادبیات احساسی بهجای دیپلماتیک
این تغییر لحن، از نگاه تحلیلگران، نشانه ضعف است نه قدرت. نظامی که مطمئن باشد، تهدید نمیکند؛ عمل میکند.
مخاطب واقعی پیام چه کسی است؟
اگر پیام رئیسجمهور ایران را دقیقتر بخوانیم، مشخص میشود مخاطب اصلی نه آمریکا و نه اروپا، بلکه:
• بدنه نیروهای نظامی
• نخبگان مردد
• و جامعهای خسته اما خشمگین
پیام میخواهد این گزاره را القا کند:
«سقوط رهبر = آشوب، جنگ، ویرانی»
این دقیقاً همان الگوی ترسسازی است که نظام در مقاطع بحرانی استفاده کرده است.
آیا جهان این تهدید را جدی میگیرد؟
واکنشهای بینالمللی نشان میدهد که چنین پیامهایی دیگر اثر گذشته را ندارند.
کارشناسان امنیتی معتقدند:
• تهدید نظامی بدون پشتوانه عملی، کارکرد بازدارنده ندارد
• جامعه جهانی بیش از گذشته بر حقوق بشر تمرکز کرده
• و مشروعیت داخلی حکومت، عامل تعیینکنندهتری شده است
به بیان دیگر، پیام رئیسجمهور ایران بیشتر به مصرف داخلی میرسد تا خارجی.
تناقض بزرگ: جنگ برای حفظ چه چیزی؟
یکی از پرسشهای کلیدی این است:
اگر نظام واقعاً نگران مردم و کشور است، چرا:
• با گلوله پاسخ اعتراض میدهد؟
• اینترنت را قطع میکند؟
• و اقتصاد را به مرز فروپاشی رسانده است؟
تهدید به جنگ برای حفظ ساختاری که خود عامل بحران است، تناقضی آشکار دارد. این پیام ناخواسته اعتراف میکند که بقای نظام، اولویتی بالاتر از جان و آینده مردم دارد.
پیام رئیسجمهور ایران؛ نشانه شکاف در رأس قدرت؟
برخی تحلیلگران معتقدند صدور چنین پیامی نشاندهنده نگرانی عمیق در رأس هرم قدرت است.
وقتی رئیسجمهور ناچار میشود با زبان تهدید از رهبر دفاع کند، یعنی:
• ابزارهای قبلی کنترل دیگر کارایی ندارند
• انسجام درونی تضعیف شده
• و مشروعیت سیاسی بهشدت آسیب دیده است
در این خوانش، پیام نه نمایش اقتدار، بلکه علامت هشدار از درون سیستم است.
سناریوی «جنگ»؛ آخرین کارت یا بلوف؟
جمهوری اسلامی بارها از سناریوی جنگ برای مهار فشارها استفاده کرده است.
اما تجربه نشان داده:
• تهدید بیشازحد، اثر خود را از دست میدهد
• جامعهای که ترس را پشت سر گذاشته، با این زبان عقب نمینشیند
• و جهان امروز، با گذشته متفاوت است
در نتیجه، بسیاری این پیام را نه برنامه عملی، بلکه بلوفی سیاسی میدانند.
مطالعه بيشتر : معنی واقعی «شاه بازگشته است» چیست؟
هشدار، اعتراف یا نشانه پایان؟
پیام رئیسجمهور ایران بیش از آنکه معادلات جهانی را تغییر دهد، تصویری شفاف از وضعیت داخلی نظام ارائه کرد:
• ترس از فروپاشی
• وابستگی کامل به یک فرد
• و ناتوانی در پاسخگویی سیاسی به مطالبات جامعه
وقتی حکومتی آینده کشور را به بقای یک رهبر گره میزند، ناخواسته اعتراف میکند که چیزی برای عرضه جز تهدید ندارد.
و این دقیقاً همان نقطهای است که هشدار، به نشانه پایان تبدیل میشود.








