اظهارات متناقض، تهدیدهای گاهوبیگاه و عقبنشینیهای ناگهانی؛ همه اینها باعث شده یک سؤال مدام تکرار شود ترامپ با ایران واقعاً چه میکند؟ حمله، معامله یا فقط بازی با ابهام؟
سیاستی که عمداً شفاف نیست
از آغاز بازگشت دونالد ترامپ به مرکز توجه سیاست آمریکا، موضعگیریها درباره ایران نه ثابت بوده و نه خطی. یک روز از «گزینه نظامی» صحبت میشود و روز دیگر از «عدم تمایل به جنگ». این نوسان، بخشی از همان چیزی است که تحلیلگران آن را «استراتژی ابهام» مینامند؛ رویکردی که در آن، عدم قطعیت خود به ابزار فشار تبدیل میشود.
ترامپ با ایران؛ تهدید واقعی یا تاکتیک روانی؟
پرسش کلیدی این است که آیا این تهدیدها واقعیاند یا صرفاً برای امتیازگیری به کار میروند؟ تجربه دورههای پیشین نشان میدهد ترامپ اغلب از زبان تند برای:
• فشار سیاسی
• مدیریت افکار عمومی داخلی
• ارسال پیام به متحدان و رقبا
استفاده میکند، بدون آنکه الزاماً به اقدام فوری منجر شود.
چرا موضع تغییر میکند؟
چند عامل مهم در تغییر لحن و موضع دخیلاند:
• فشار افکار عمومی آمریکا از جنگ جدید
• محاسبات انتخاباتی
• هزینههای نظامی و اقتصادی
• واکنش متحدان منطقهای
در چنین شرایطی، ترامپ با ایران وارد یک بازی چندلایه میشود که در آن تصمیم نهایی عمداً به تعویق میافتد.
ابهام، همیشه دوطرفه است. وقتی موضع آمریکا روشن نیست، طرف مقابل نیز مجبور به حدسزدن میشود. این وضعیت میتواند:
• بازدارندگی ایجاد کند
• یا برعکس، محاسبه غلط را افزایش دهد
در نتیجه، سیاست ابهام اگرچه کوتاهمدت فشار میآورد، اما ریسک خطای راهبردی را نیز بالا میبرد.
نقش رسانهها در تشدید ابهام
رسانهها هر اظهار نظر را به تیتر فوری تبدیل میکنند. همین مسئله باعث میشود هر جمله ترامپ درباره ایران، بزرگتر از وزن واقعیاش دیده شود. در چنین فضایی، ترامپ با ایران بیشتر به یک روایت رسانهای تبدیل میشود تا یک سیاست شفاف و مکتوب.
تحلیلگران نظامی میگویند:
• حمله مستقیم هزینه بالایی دارد
• پیامدهای منطقهای غیرقابل پیشبینی است
• حمایت داخلی برای جنگ محدود است
به همین دلیل، بسیاری معتقدند تهدید نظامی بیشتر نقش اهرم فشار دارد تا تصمیم قطعی.
ابهام به نفع چه کسی است؟
در کوتاهمدت، ابهام میتواند به نفع واشنگتن باشد؛ زیرا دست آن را برای مانور باز میگذارد. اما در بلندمدت، این رویکرد:
• اعتماد متحدان را فرسایش میدهد
• فضای بیثباتی را تشدید میکند
• و تصمیمگیری را دشوارتر میسازد
در این میان، پرسش درباره اینکه ترامپ با ایران به دنبال حل مسئله است یا مدیریت بحران، همچنان بیپاسخ مانده است.
مطالعه بيشتر : آیا بیتکوین قرار است خانهها را گرم کند؟
سناریوهای پیشرو
سه سناریوی محتمل مطرح میشود:
1. ادامه تهدید بدون اقدام
2. بازگشت به نوعی معامله یا مذاکره
3. تشدید تنش در قالب محدود و کنترلشده
هر کدام از این سناریوها، پیامدهای متفاوتی برای منطقه خواهد داشت.
سیاست ابهام، انتخابی آگاهانه است؛ انتخابی که ترامپ بارها از آن استفاده کرده است. اما در پرونده ایران، این رویکرد بیش از هر زمان دیگری سؤالبرانگیز شده است. ترامپ با ایران نه کاملاً بهسوی جنگ میرود و نه مسیر روشنی برای دیپلماسی ترسیم میکند. نتیجه، وضعیتی معلق است که همه طرفها را در انتظار نگه میدارد.








