اظهارات مارکو روبیو درباره ایران بار دیگر توجهها را به شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه ایرانی جلب کرده است؛ اظهاراتی که فراتر از پرونده هستهای و مسائل امنیتی میرود و مستقیماً وضعیت مردم ایران را هدف قرار میدهد.
مارکو روبیو درباره ایران چه گفت؟
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در سخنان خود تنها به نقد سیاستهای منطقهای یا برنامه هستهای ایران بسنده نکرد. او تأکید کرد که ریشه اصلی اختلاف با تهران، شیوه رفتار حکومت با شهروندان خود است.
به گفته روبیو، نظام حاکم در ایران نماینده واقعی مردمی نیست که هر روز با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و محدودیتهای گسترده روبهرو هستند. این نگاه، مسئله ایران را از یک مناقشه صرفاً سیاسی به موضوعی انسانی و اجتماعی تبدیل میکند.
چنین موضعگیریای نشاندهنده تغییر لحن واشنگتن است؛ جایی که تمرکز دیگر فقط بر فعالیتهای خارجی ایران نیست، بلکه وضعیت داخل کشور نیز در کانون توجه قرار گرفته است.
اظهارات مارکو روبیو شکاف میان حکومت و مردم را برجسته میکند
نکته محوری در اظهارات مارکو روبیو تأکید او بر نحوه برخورد حکومت ایران با مردمش است. روبیو تصریح کرد که ثروت ملی ایران بهجای آنکه صرف رفاه، امنیت و آینده شهروندان شود، در مسیرهایی هزینه میشود که ارتباطی با زندگی روزمره مردم ندارد.
این سخنان با گزارشهای متعدد بینالمللی همخوانی دارد؛ گزارشهایی که از فشار اقتصادی، تورم بالا و کاهش کیفیت زندگی در ایران حکایت میکنند، در حالی که هزینههای کلان در خارج از مرزها ادامه دارد.
روبیو همچنین به پیشینه فرهنگی و تاریخی ایران اشاره کرد و گفت مردمی با چنین میراثی، شایسته شرایطی بسیار بهتر از وضعیت کنونی هستند؛ سخنی که مسئولیت مستقیم وضعیت موجود را متوجه حاکمیت میکند.
تحریمها و پیام سیاسی واشنگتن
در بخش دیگری از سخنانش، روبیو یادآور شد که ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین تحریمها علیه آن اعمال شده است. او تأکید کرد که این تحریمها بهعنوان ابزاری برای فشار بر حکومت طراحی شدهاند، نه برای مجازات مردم.
پیام واشنگتن روشن است: اختلاف اصلی با مردم ایران نیست، بلکه با ساختاری است که بهگفته آمریکا، منافع شهروندان خود را نادیده میگیرد. این رویکرد تلاش میکند حکومت را از جامعه جدا نشان دهد و مشروعیت آن را زیر سؤال ببرد.
این اظهارات چگونه تفسیر میشود؟
اظهارات مارکو روبیو در چارچوب تحولات گستردهتر منطقهای و بینالمللی قابل بررسی است. ایالات متحده میکوشد همزمان با حفظ فشار سیاسی و اقتصادی، نشان دهد که از مطالبات مردم ایران غافل نیست.
در مقابل، تهران این سخنان را دخالت در امور داخلی خود میداند. با این حال، تکرار چنین مواضعی در سطح بینالمللی، کار حکومت ایران را برای انکار شکاف داخلی دشوارتر میکند، بهویژه در شرایطی که اعتراضها و نارضایتیهای اجتماعی ادامه دارد.
مطالعه بيشتر : حجاب اجباری و نقض حقوق زنان؛ مانعی بزرگ در راه آزادی و سلامت زنان ایرانی
آیا این مواضع تأثیر عملی دارد؟
اگرچه چنین اظهاراتی بهتنهایی موجب تغییر فوری در سیاستهای ایران نمیشود، اما در شکلدهی به افکار عمومی جهانی نقش مهمی ایفا میکند. این سخنان میتواند زمینهساز فشارهای بیشتر و برجستهتر شدن پرونده حقوق شهروندی ایران در مجامع بینالمللی شود.
همچنین این نوع گفتمان، مسئله مردم ایران را به بخشی جداییناپذیر از هر گفتوگوی سیاسی آینده درباره این کشور تبدیل میکند.
در مجموع، اظهارات مارکو روبیو نشان میدهد که نگاه آمریکا به ایران تنها محدود به سیاست خارجی و مسائل امنیتی نیست، بلکه به رابطه حکومت با مردمش نیز گره خورده است. این رویکرد، مشروعیت نظام را به چالش میکشد و بر شکافی تأکید میکند که سالهاست در جامعه ایران وجود دارد.
پرسش اساسی این است که آیا این فشارهای سیاسی و اخلاقی میتواند به تغییر واقعی منجر شود، یا همچنان در حد ابزاری برای اعمال فشار باقی خواهد ماند








