پرسش «ایران پیش از ۵۷ چه داشت که امروز ندارد؟» دوباره به مرکز گفتوگوهای اجتماعی بازگشته؛ پرسشی برخاسته از اقتصاد، خیابان و حافظه تاریخی جامعه.
ثبات سیاسی؛ دارایی فراموششده ایران پیش از ۵۷
یکی از مهمترین تفاوتها میان ایران پیش از ۵۷ و امروز، ثبات سیاسی بود. ساختار قدرت در آن دوره با همه نقدها قابل پیشبینی عمل میکرد. تغییر دولتها بهمعنای فروپاشی سیستم نبود و سیاست خارجی بر پایه منافع ملی تنظیم میشد.
در مقابل، ایران امروز در چرخهای از تنشهای مداوم داخلی و خارجی گرفتار است؛ وضعیتی که سرمایهگذاری، برنامهریزی و اعتماد عمومی را فرسوده کرده است. این شکاف، نخستین نشانه فاصله گرفتن از الگوی حکمرانی ایران پیش از ۵۷ به شمار میرود.
اقتصاد در حال توسعه؛ نه اقتصادِ بقا
ایران پیش از ۵۷ کشوری در مسیر توسعه اقتصادی بود. نرخ رشد بالا، سرمایهگذاری در صنعت، انرژی، زیرساخت و آموزش، تصویری از آیندهای رو به جلو میساخت.
امروز اما اقتصاد ایران بیش از آنکه توسعهمحور باشد، بقامحور است. تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و فشار معیشتی، زندگی روزمره را به مسئلهای دائمی بدل کرده است. مقایسه ساده دستمزدها و قدرت خرید نشان میدهد فاصله با استانداردهای دوره ایران پیش از ۵۷ چشمگیر است.
بازار تهران؛ از ستون اقتصاد تا نماد اعتراض
بازار بزرگ تهران در ایران پیش از ۵۷ یکی از ستونهای اقتصاد شهری بود؛ جایی که تجارت، تولید و اعتماد متقابل میان دولت و بازار جریان داشت.
امروز، همان بازار به صحنه اعتراض بدل شده است: تعطیلی مغازهها، نارضایتی از نوسان ارز و فشار مالیاتی. این تغییر نقش، نشانه فروپاشی پیوندی است که در دوره ایران پیش از ۵۷ میان دولت و بدنه اقتصادی وجود داشت.
ایران پیش از ۵۷ و رابطه با جهان
ایران پیش از ۵۷ کشوری منزوی نبود. روابط فعال با شرق و غرب، دسترسی به فناوری، سرمایه و بازارهای جهانی را ممکن میکرد. پاسپورت ایرانی اعتبار داشت و تصویر ایران در جهان، تصویر کشوری باثبات و در حال پیشرفت بود.
در مقابل، ایران امروز با تحریم، انزوا و محدودیتهای گسترده مواجه است؛ هزینهای که مستقیم بر دوش مردم عادی افتاده و فرصتهای فردی و جمعی را محدود کرده است.
جامعه امیدوار در برابر جامعه فرسوده
یکی از تفاوتهای بنیادین، حالوهوای اجتماعی است. ایران پیش از ۵۷ جامعهای جوان و آیندهنگر داشت؛ آموزش، دانشگاه، هنر و رسانه در حال گسترش بودند و «فردای بهتر» باورپذیر بود.
امروز اما، خستگی اجتماعی، مهاجرت گسترده و ناامیدی فراگیر شده است. این فرسایش روانی، فاصلهای عمیق با روحیه جامعه در ایران پیش از ۵۷ ایجاد کرده است.
آیا این مقایسه صرفاً نوستالژی است؟
برخی این نگاه را نوستالژیک میدانند، اما پرسش از ایران پیش از ۵۷ بیش از حسرت گذشته، تلاش برای فهم مسیر خطا است. مقایسه تاریخی ابزاری تحلیلی است؛ نه انکار کاستیهای گذشته و نه توجیه وضعیت امروز، بلکه فهم اینکه چرا کشوری در مسیر توسعه، به بحران مزمن رسید.
مطالعه بيشتر : پشتپرده عملیات سعودی حضرموت!
چرا این پرسش دوباره زنده شده است؟
نزدیکشدن به پنجاهسالگی جمهوری اسلامی، فشار اقتصادی، اعتراضات اجتماعی و تغییرات منطقهای باعث شده جامعه دوباره به گذشته رجوع کند.
برای بسیاری، ایران پیش از ۵۷ یک نقطه مرجع است؛ معیاری برای سنجش آنچه از دست رفته و اینکه آیا امکان بازسازی آن وجود دارد یا نه.
ایران پیش از ۵۷ از ثبات، رشد، امید و تعامل جهانی برخوردار بود؛ عناصری که امروز تضعیف یا حذف شدهاند. بازگشت این پرسش به فضای عمومی نشان میدهد جامعه ایران بهدنبال پاسخهای عمیقتر از شعار است.
پرسش نهایی دیگر فقط این نیست که «چه داشتیم؟» بلکه این است: آیا میتوان دوباره مسیر توسعه و کرامت ملی ایران پیش از ۵۷ را بازسازی کرد








