انتشار توئیت شریفی زارچی و تسنیم فقط یک بازنشر خبری نبود؛ این اقدام ناگهانی، پرسشهایی درباره مدیریت روایت، پیام سیاسی و مخاطب هدف ایجاد کرد.
وقتی یک توئیت عادی نیست
در فضای رسانهای ایران، بازنشر یک توئیت توسط خبرگزاریهای رسمی معمولاً بیدلیل اتفاق نمیافتد. ماجرای شریفی زارچی و تسنیم دقیقاً از همین نقطه حساس آغاز میشود؛ جایی که یک اظهار نظر فردی، ناگهان به سطح خبر رسمی منتقل میشود و توجه افکار عمومی را برمیانگیزد.
توئیت شریفی زارچی پیش از انتشار در تسنیم، در شبکههای اجتماعی در حال گردش بود، اما مخاطب آن محدود و فضای واکنشها پراکنده بود. با ورود تسنیم، ماجرا وارد فاز تازهای شد؛ فازی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک اتفاق رسانهای ساده دانست. پرسش اصلی این است: چرا تسنیم تصمیم گرفت این توئیت را برجسته کند؟
شریفی زارچی و تسنیم؛ بازنشر یا بازتعریف؟
وقتی یک رسانه نزدیک به ساختار قدرت، محتوایی انتقادی یا بحثبرانگیز را بازنشر میکند، معمولاً یکی از دو هدف را دنبال میکند:
یا میخواهد آن را در چارچوبی کنترلشده بازتعریف کند،
یا قصد دارد واکنش اجتماعی را مدیریت و هدایت نماید.
در مورد شریفی زارچی و تسنیم، نشانههایی از هر دو دیده میشود. تسنیم نهتنها توئیت را بازنشر کرد، بلکه با انتخاب تیتر، چینش محتوا و لحن خبر، زاویهای خاص به آن داد. این یعنی پیام اولیه، در مسیر تازهای قرار گرفت؛ مسیری که مخاطب را به سمت برداشت مشخصی سوق میدهد.
این روش پیشتر نیز بارها تکرار شده است: گرفتن یک صدای مستقل، وارد کردن آن به فضای رسمی، و سپس خنثیسازی یا هدایت اثر آن.
چرا حالا؟ زمانبندی مشکوک انتشار
یکی از مهمترین ابعاد این ماجرا، زمان انتشار است. بازنشر توئیت شریفی زارچی درست در مقطعی انجام شد که فضای عمومی کشور با حساسیتهای اجتماعی، سیاسی و رسانهای بالایی روبهروست. در چنین شرایطی، هیچ اقدامی تصادفی تلقی نمیشود.
برخی تحلیلگران معتقدند انتشار این محتوا، تلاشی برای سنجش واکنش افکار عمومی بوده است؛ نوعی «آزمون فضا» برای ارزیابی میزان حساسیت جامعه نسبت به برخی نقدها. از این منظر، شریفی زارچی و تسنیم تبدیل به ابزاری برای اندازهگیری دما و جهتگیری جامعه شدهاند.
دیدگاه دیگر میگوید که این بازنشر، تلاشی برای بیاثر کردن پیام انتقادی از طریق رسمیسازی آن بوده است؛ یعنی انتقال یک صدای مستقل به فضایی که امکان کنترل، تفسیر و حتی تخریب آن بیشتر است.
رسانه رسمی و بازی با روایت
رسانههای رسمی در ایران، تنها ناقل خبر نیستند؛ آنها سازندگان روایتاند. انتخاب اینکه چه چیزی منتشر شود و چه چیزی نادیده گرفته شود، بخشی از مهندسی افکار عمومی است.
در پرونده شریفی زارچی و تسنیم، این سؤال جدی مطرح میشود که آیا تسنیم قصد داشت پیام را تقویت کند یا آن را در قالبی بیخطر و قابل مدیریت بازسازی نماید؟ تجربه نشان میدهد که بسیاری از بازنشرهای مشابه، در نهایت به تضعیف پیام اولیه انجامیدهاند؛ زیرا مخاطب بهجای تمرکز بر اصل نقد، درگیر حاشیهها میشود.
همین انتقال تمرکز، یکی از کارکردهای اصلی چنین بازنشرهایی است:
بحث از «محتوا» به «حاشیه»،
از «مسئله» به «شخص».
واکنش افکار عمومی؛ نتیجه معکوس؟
نکته قابلتوجه این است که در بسیاری موارد، این نوع مدیریت روایت نتیجه معکوس میدهد. انتشار گسترده خبر باعث شد نام شریفی زارچی بیش از پیش دیده شود و کاربران با کنجکاوی بیشتری به اصل توئیت مراجعه کنند.
در شبکههای اجتماعی، بسیاری پرسیدند چرا رسانهای مانند تسنیم بهجای نادیده گرفتن، تصمیم به برجستهسازی این محتوا گرفته است. همین پرسشها نشان میدهد که افکار عمومی نسبت به چنین بازیهای رسانهای حساستر از گذشته شده است.
در این معنا، ماجرای شریفی زارچی و تسنیم شاید بیش از آنکه نشاندهنده کنترل روایت باشد، بیانگر شکاف میان رسانه رسمی و درک جامعه از واقعیت است.
پیام پنهان برای دیگر منتقدان
یکی دیگر از زوایای مهم این پرونده، پیامی است که به دیگر چهرههای منتقد یا مستقل ارسال میشود. بازنشر رسمی یک توئیت میتواند همزمان دو پیام متضاد داشته باشد:
از یک سو «میبینیمت»،
و از سوی دیگر «میتوانیم روایتت را مصادره کنیم».
این پیام دوگانه، بخشی از سازوکار مهار نرم صداهای مستقل است. در چنین فضایی، منتقد نه کاملاً حذف میشود و نه کاملاً آزاد میماند؛ بلکه در منطقهای خاکستری قرار میگیرد.
تصادف یا نشانه؟
ماجرای شریفی زارچی و تسنیم را نمیتوان یک اتفاق ساده دانست. این بازنشر، نشانهای از تعامل پیچیده میان رسانه رسمی، صداهای مستقل و افکار عمومی است.
مطالعه بيشتر : معنی واقعی «شاه بازگشته است» چیست؟
تعاملای که در آن، هر کلمه، هر زمانبندی و هر تیتر، حامل پیامی فراتر از ظاهر خود است








