بازی تمام شد؟ تحقیر دیپلماتیک تهران در مسیر مذاکرات اسلامآباد با فرمان مستقیم ترامپ؛ وقتی واشینگتن دیگر میلی به شنیدن دروغهای رژیم ندارد.
قمار نافرجام در مسیر مذاکرات اسلامآباد؛ ترامپ میز بازی را چپ کرد
آنچه امروز در پایتخت پاکستان رخ داد، فراتر از یک بنبست ساده دیپلماتیک بود؛ یک سیلی سخت به صورت دستگاه سیاست خارجی تهران که گمان میکرد میتواند با وقتکشی، بازی را پیش ببرد. مسیر مذاکرات اسلامآباد که با میانجیگری ارتش پاکستان بنا شده بود، با دستور مستقیم دونالد ترامپ برای لغو سفر هیئت آمریکایی، عملاً به بنبست رسید.
ترامپ با صراحتی بیسابقه اعلام کرد که «ارزش ندارد نمایندگان ما ۱۸ ساعت پرواز کنند تا به مزخرفات رژیمی گوش دهند که حتی خودش هم نمیداند رئیسش کیست!» این تحقیر علنی نشان میدهد که واشینگتن در مسیر مذاکرات اسلامآباد دیگر به دنبال “گفتگو برای گفتگو” نیست و تنها تسلیم کامل را میپذیرد. در حالی که عراقچی با چمدانی از وعدههای توخالی اسلامآباد را ترک کرد، سایه بمبافکنهای آمریکایی دوباره بر سر تهران سنگینتر شده است.
مطالعه بيشتر : ریگان پلاس ترامپ؛ آیا مدل جنگ سرد تکرار میشود؟
جنگ قدرت در تهران؛ چرا مسیر مذاکرات اسلامآباد به بنبست رسید؟
گزارشهای اطلاعاتی حاکی از آن است که عامل اصلی شکست در مسیر مذاکرات اسلامآباد، تشتت آرای بیسابقه در بیت رهبری است. پس از مرگ رهبر پیشین و روی کار آمدن مجتبی خامنهای، رژیم درگیر یک فلجِ تصمیمی شده است؛ تندروهای سپاه خواهان بستن کامل تنگه هرمز هستند و تکنوکراتهای لرزان بزشکیان به دنبال راهی برای لغو تحریمها. این سردرگمی باعث شد پیشنهادات ارائه شده در
مطالعه بيشتر؛ تحریمهای سخت ترامپ آیا تهران را عقب مینشاند؟
مسیر مذاکرات اسلامآباد آنقدر ضد و نقیض باشد که حتی جرد کوشنر هم از ادامه مذاکره منصرف شود. ترامپ به درستی در پستهای خود اشاره کرد که «رهبری ایران در هرج و مرج مطلق است.» این پیام نه تنها یک تحلیل سیاسی، بلکه یک چراغ سبز به اپوزیسیون و ارتشهای منطقه است که قلب قدرت در تهران دیگر توانایی هدایت استراتژیک مسیر مذاکرات اسلامآباد را ندارد.
پیامدهای جهانی یک شکست؛ بازگشت به گزینه نظامی؟
با فروپاشی مسیر مذاکرات اسلامآباد، بازارهای جهانی خود را برای یک تابستان داغ آماده میکنند. قیمت نفت در حال نوسان است و محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر ایران هر لحظه تنگتر میشود. شکست در مسیر مذاکرات اسلامآباد به معنای پایان دیپلماسی نرم و بازگشت به زبان “فشار حداکثری پلاس” است. متحدان منطقهای ایران که به موفقیت این مسیر دل خوش کرده بودند،
مطالعه بيشتر : استراتژی ابهام؛ ترامپ با ایران چه میکند؟
اکنون خود را در برابر واقعیتی خشن میبینند: واشینگتن دیگر تهران را به عنوان یک طرف مذاکره جدی نمیبیند. سوال این نیست که آیا جنگ رخ خواهد داد یا خیر؛ سوال اینجاست که پس از فروپاشی مسیر مذاکرات اسلامآباد، اولین جرقه انفجار در کدام بخش از تاسیسات هستهای یا زیرساختهای انرژی رژیم زده خواهد شد؟ تهران اکنون تنها یک راه دارد: یا تماس مستقیم با مارآلاگو و پذیرش شروط، یا تماشای فروپاشی تدریجی از درون.








