پرسش «پزشکیان عزل شد؟» فقط یک شایعه نیست؛ نشانههای حذف تدریجی رئیسجمهور، تردیدها درباره قدرت واقعی در ایران را تشدید کرده است.
چرا پرسش «پزشکیان عزل شد» جدی گرفته میشود؟
در هفتههای اخیر، بحث درباره موقعیت مسعود پزشکیان از سطح شایعه فراتر رفته و به موضوعی جدی در فضای سیاسی و شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. بسیاری میپرسند آیا آنچه رخ میدهد یک اختلاف عادی سیاسی است یا نشانههای عزل غیررسمی رئیسجمهور؟
کاهش نقش پزشکیان در تصمیمگیریهای کلان، فشارهای پیدرپی بر وزرای پیشنهادی او و سکوت معنادار نهادهای رسمی، همگی این تصور را تقویت کردهاند که رئیسجمهور بیش از آنکه تصمیمگیر باشد، به چهرهای تشریفاتی بدل شده است.
در چنین فضایی، سؤال «پزشکیان عزل شد؟» دیگر اغراقآمیز به نظر نمیرسد.
پزشکیان عزل شد یا فقط اختیار از او گرفته شد؟
در ساختار سیاسی ایران، عزل همیشه با حکم رسمی و بیانیه علنی انجام نمیشود. گاهی قدرت بهتدریج سلب میشود، بدون آنکه عنوان و جایگاه تغییر کند. این همان چیزی است که تحلیلگران از آن با عنوان «عزل خاموش» یاد میکنند.
در مورد پزشکیان، نشانهها قابلتوجهاند:
• محدود شدن اختیارات در چینش تیم اجرایی
• فشار مستمر مجلس بر دولت
• ناکامی در پیشبرد وعدههای انتخاباتی
• بیاثر شدن مواضع رئیسجمهور در تصمیمات کلیدی
همه اینها این پرسش را تقویت میکند که اگر پزشکیان عزل نشده، پس چرا نمیتواند عمل کند؟
نقش مجلس و نهادهای قدرت در تضعیف رئیسجمهور
یکی از ابزارهای اصلی مهار پزشکیان، مجلس است. تهدید به استیضاح، کارشکنی در رأی اعتماد و باز کردن پروندههای سیاسی، همگی در راستای افزایش فشار بر دولت انجام شدهاند.
اما مجلس تنها بازیگر این صحنه نیست. نهادهای بالادستی با تعیین خطوط قرمز، عملاً میدان حرکت رئیسجمهور را محدود کردهاند. نتیجه آن است که تصمیمهای مهم خارج از دولت گرفته میشود و رئیسجمهور در بهترین حالت، مجری تصمیمات دیگران است.
در چنین شرایطی، پرسش «پزشکیان عزل شد؟» بیش از پیش معنا پیدا میکند.
اگر رئیسجمهور بیاختیار است، چه کسی ایران را اداره میکند؟
این سؤال، به قلب بحران مشروعیت در ساختار سیاسی ایران میزند. وقتی رئیسجمهور منتخب مردم توان اعمال نظر ندارد، طبیعی است که افکار عمومی بپرسد قدرت واقعی در دست چه کسی است؟
بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی میگویند پزشکیان تنها «نام رئیسجمهور» را یدک میکشد، در حالی که تصمیمات اصلی در جای دیگری گرفته میشود. این برداشت، شکاف میان رأی مردم و ساختار قدرت را عمیقتر میکند.
پیامدهای حذف تدریجی پزشکیان
تضعیف یا کنار گذاشتن عملی رئیسجمهور، پیامدهایی فراتر از یک اختلاف سیاسی دارد. این روند:
• اعتماد عمومی به انتخابات را کاهش میدهد
• اصلاحطلبی درونسیستمی را بیاعتبار میکند
• نارضایتی اجتماعی را تشدید میکند
• و این پیام را منتقل میکند که تغییر از درون ممکن نیست
برای بسیاری از رأیدهندگان، سرنوشت پزشکیان بهعنوان نمونهای از بیاثر بودن رأی مردم تلقی میشود.
مطالعه بيشتر : آیا نتانیاهو ترامپ را به جنگ مستقیم با ایران میکشاند؟
چرا شایعه عزل مطرح میشود؟
طرح مداوم پرسش «پزشکیان عزل شد؟» خود یک ابزار سیاسی است. این شایعه میتواند:
• واکنش جامعه را بسنجد
• رئیسجمهور را تضعیف روانی کند
• و پیام روشنی به نخبگان سیاسی بدهد: محدوده اختیارات مشخص است
در این معنا، حتی بدون عزل رسمی، هدف محقق میشود.
چه پزشکیان عزل شد و چه تنها اختیاراتش سلب شده باشد، واقعیت این است که جایگاه ریاستجمهوری در ایران بار دیگر زیر سؤال رفته است. وقتی رئیسجمهور نتواند وعدههایش را اجرا کند و در تصمیمات کلیدی نقشی نداشته باشد، پرسش اصلی باقی میماند:
اگر پزشکیان رئیسجمهور واقعی نیست،
پس رئیسجمهور واقعی ایران کیست؟








