طرح هفت مطالبه اسرائیل از سوی نتانیاهو، فراتر از یک موضعگیری سیاسی است؛ بستهای فشرده برای بازتعریف کامل جایگاه ایران در معادلات امنیتی منطقه.
هفت مطالبه اسرائیل؛ فهرستی فراتر از فشار معمول
گزارش شبکه ۱۴ اسرائیل درباره قصد بنیامین نتانیاهو برای ارائه هفت مطالبه اسرائیل به دونالد ترامپ، بلافاصله توجه تحلیلگران را جلب کرد. این مطالبات، نه صرفاً درباره برنامه هستهای، بلکه درباره نقش منطقهای، توان دفاعی و حتی ساختار نفوذ سیاسی ایران است.
آنچه این فهرست را متمایز میکند، جامعبودن آن است: از صفرسازی غنیسازی تا محدودسازی موشکی و برچیدن محورهای نفوذ.
صفرسازی هستهای؛ هدف واقعی چیست؟
در قلب هفت مطالبه اسرائیل، خواست لغو کامل برنامه هستهای ایران قرار دارد. این فراتر از بازگشت به برجام یا حتی محدودسازی است؛ هدف، حذف کامل ظرفیت هستهای است.
کارشناسان میگویند چنین درخواستی عملاً به معنای:
• پایان استقلال هستهای ایران
• و تبدیل نظارت بینالمللی به کنترل دائمی
است. موضوعی که بهسختی با مفهوم حاکمیت ملی سازگار میشود.
اورانیوم صفر؛ از خاک ایران تا خارج از مرزها
دو مطالبه مهم دیگر در فهرست هفت مطالبه اسرائیل، بر صفر شدن غنیسازی و خروج کامل اورانیوم غنیشده تمرکز دارد. این بدان معناست که حتی ذخایر موجود نیز باید از کشور خارج شود.
این خواستهها، تجربه عراق پس از ۲۰۰۳ را به ذهن میآورد؛ الگویی که در آن، خلع توانمندیهای راهبردی بهصورت کامل اجرا شد.
موشکها؛ چرا عدد ۳۰۰ کیلومتر؟
محدودسازی برد موشکهای ایران به ۳۰۰ کیلومتر، یکی از سیاسیترین بندهای هفت مطالبه اسرائیل است. این عدد، عملاً توان بازدارندگی منطقهای ایران را خنثی میکند و برد تهدید را به سطح دفاع داخلی تقلیل میدهد.
تحلیلگران نظامی معتقدند این بند، بیش از آنکه دفاعی باشد، طراحی ژئوپلیتیک دارد.
محور شیعی؛ هدف پنهان یا آشکار؟
در میان هفت مطالبه اسرائیل، بند مربوط به «برچیده شدن محور شیعی» بیشترین بار ایدئولوژیک را دارد. این مطالبه، مستقیماً به سیاستهای منطقهای ایران در عراق، سوریه، لبنان و یمن اشاره میکند.
در واقع، اسرائیل بهدنبال مهار ایران نیست؛ بلکه بهدنبال حذف شبکه نفوذ آن در کل منطقه است.
نظارت واقعی؛ تعبیر مبهم اما سنگین
آخرین بند هفت مطالبه اسرائیل بر «نظارت نزدیک، باکیفیت و واقعی» تأکید دارد. اما این عبارت مبهم، پرسشبرانگیز است:
نظارت واقعی یعنی چه؟
و تا کجا؟
منتقدان میگویند این بند میتواند به نظارتهای فراتر از چارچوبهای بینالمللی منجر شود؛ نظارتی که عملاً بخشی از حاکمیت را به بازیگران خارجی واگذار میکند.
زمانبندی طرح هفت مطالبه اسرائیل تصادفی نیست. بازگشت ترامپ به صحنه سیاست، تشدید تنشهای منطقهای و نگرانی اسرائیل از هرگونه توافق نرم، همگی در این تصمیم نقش دارند.
اسرائیل میکوشد پیش از شکلگیری هر مسیر دیپلماتیک، سقف مطالبات را بالا ببرد.
ترامپ چه خواهد کرد؟
پرسش کلیدی این است که آیا ترامپ با هفت مطالبه اسرائیل همراهی خواهد کرد؟ تجربه دوره پیشین نشان میدهد ترامپ به فشار حداکثری علاقهمند است، اما همزمان به توافقی که آن را «پیروزی شخصی» بنامد نیز تمایل دارد.
این دوگانگی، آینده این مطالبات را نامطمئن میکند.
طرح هفت مطالبه اسرائیل پیامی روشن دارد:
اسرائیل دیگر به مهار حداقلی راضی نیست. این بسته، تلاشی برای بازطراحی کامل موازنه قدرت در منطقه است؛ حتی اگر به تشدید تنش منجر شود.
برای کشورهای منطقه، این پیام بهمعنای ورود به مرحلهای حساستر از تقابل است.
آیا این مطالبات قابل اجراست؟
بسیاری از تحلیلگران معتقدند هفت مطالبه اسرائیل بیش از آنکه نقشه اجرایی باشد، ابزار فشار است. خواستههایی که تحقق کامل آنها بعید است، اما میتوانند:
• چارچوب مذاکره را سختتر کنند
• هزینه توافق را بالا ببرند
• و فضای سیاسی را قطبیتر کنند
مطالعه بيشتر : اگر این کارها را در سرما نکنی، موهایت آسیب میبینند
هفت مطالبه اسرائیل را نمیتوان صرفاً یک فهرست سیاسی دانست. این بسته، بازتاب یک استراتژی کلان برای مهار کامل ایران است؛ استراتژیای که از هستهای تا موشکی و از منطقه تا نظارت امتداد دارد. اینکه این مطالبات به سیاست رسمی آمریکا تبدیل شوند یا در حد ابزار فشار باقی بمانند، به تصمیمهایی بستگی دارد که در هفتههای آینده گرفته خواهد شد. اما یک چیز روشن است: این مطالبات، معادله را وارد مرحلهای تازه کردهاند








