وقایع اخیر ملکشاهی، بسیاری را به یاد جمعه خونین زاهدان انداخت؛ جایی که خشونت، روایت رسمی را به چالش کشید و حافظه جمعی را زخم زد.
جمعه خونین زاهدان؛ نقطهای که فراموش نشد
جمعه خونین زاهدان در سال ۱۴۰۱ به نمادی از شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت بدل شد؛ رویدادی که با تیراندازی به شهروندان بیدفاع، از یک حادثه محلی فراتر رفت و به مسئلهای ملی تبدیل شد. از آن روز، هر رخداد مشابهی ناگزیر با آن مقایسه میشود.
ملکشاهی؛ چرا این مقایسه دوباره زنده شد؟
آنچه در ملکشاهی رخ داد، صرفاً یک درگیری مقطعی تلقی نشد. گزارشها از تیراندازی به مردم، کشتهشدن جوانان و سپس حمله به مراکز درمانی، ذهنها را مستقیم به جمعه خونین زاهدان برد؛ همان الگوی خشونت، همان انکار اولیه و همان زخم باز.
الگوی تکرارشونده؛ از شهرهای دور تا حافظه ملی
وقتی رخدادها در نقاط مختلف کشور، شباهت ساختاری پیدا میکنند، افکار عمومی از «تصادف» عبور میکند و به «الگو» میرسد. در هر د
- و مورد:• قربانیان، شهروندان عادیاند
- روایت رسمی با تردید مواجه میشود
- خشم عمومی بهسرعت گسترش مییابد
این تکرار، دلیل اصلی پیوند ملکشاهی با جمعه خونین زاهدان در ذهن جامعه است.
بیمارستان؛ خط قرمزی که شکسته شد
حمله یا تهدید مراکز درمانی، در افکار عمومی یک خط قرمز مطلق است. همانطور که در جمعه خونین زاهدان، تصاویر مجروحان شوکآور بود، در ملکشاهی نیز تعرض به فضای درمان، حس «بیپناهی مطلق» را تشدید کرد و همدلی گستردهای برانگیخت.
روایت رسمی در برابر روایت خیابان
در هر دو واقعه، شکاف میان روایتهای رسمی و روایتهای مردمی پررنگ شد. شبکههای اجتماعی با انتشار ویدئوها و شهادتها، نقش اصلی را در شکلدهی افکار عمومی ایفا کردند؛ نقشی که در جمعه خونین زاهدان تثبیت شد و امروز در ملکشاهی تکرار میشود.
چرا این یادآوری خطرناک است؟
برای حاکمیت، زندهشدن خاطره جمعه خونین زاهدان یک هشدار است؛ زیرا این خاطره نشان میدهد که خشونت نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه آن را به حافظه تاریخی منتقل میکند. هر مقایسه تازه، هزینه سیاسی و اجتماعی را افزایش میدهد.
افکار عمومی چه میپرسد؟
پرسشها سادهاند اما سنگین:
- چرا برخوردها به سرعت به خشونت میرسند؟
- چرا پاسخگویی شفاف شکل نمیگیرد؟
- و چرا هر بار، خاطره جمعه خونین زاهدان دوباره زنده میشود؟
مطالعه بيشتر : پشتپرده عملیات سعودی حضرموت!
ملکشاهی به این دلیل یادآور جمعه خونین زاهدان شد که جامعه، نشانههای آشنا را دوباره دید: خشونت، انکار و زخم. تا زمانی که این چرخه شکسته نشود، هر شهر میتواند نامی تازه برای یک خاطره قدیمی باشد؛ خاطرهای که فراموش نمیشود








