اعلام افزایش ۳۰ درصدی قیمت کالاهای اساسی، نگرانیها درباره معیشت را تشدید کرده است؛ شوکی که مستقیماً سفره مردم را کوچکتر میکند.
۳۰ درصد؛ عددی که همهچیز را تغییر میدهد
وقتی سخن از افزایش ۳۰ درصدی قیمتها به میان میآید، موضوع فقط یک عدد نیست؛ بلکه زنجیرهای از اثرات اقتصادی و اجتماعی است که از بازار تا خانهها امتداد مییابد. این عدد، برای خانوارهایی که پیشتر زیر فشار تورم بودهاند، بهمعنای عبور از یک آستانه جدید است.
۳۰ درصد دیگر یعنی چه کالاهایی گران میشوند؟
طبق اعلامها، افزایش ۳۰ درصدی بیش از همه متوجه کالاهای اساسی است؛ اقلامی که جایگزین ندارند و حذفشان از سبد مصرف ممکن نیست:
• نان و غلات
• برنج و روغن
• لبنیات
• پروتئینهای ارزانتر
این یعنی فشار مستقیم بر اقشار کمدرآمد و متوسط که سهم خوراک در هزینههایشان بالاست.
چرا شوک ۳۰ درصدی حالا اعلام شد؟
زمانبندی اعلام افزایش ۳۰ درصدی قیمتها تصادفی به نظر نمیرسد. اقتصاددانان به چند عامل اشاره میکنند:
• کسری بودجه مزمن
• ناتوانی در کنترل تورم
• فشار هزینههای واردات
• اختلال در زنجیره توزیع
در چنین شرایطی، افزایش قیمت بهعنوان سادهترین راه جبران انتخاب میشود؛ راهی که هزینهاش را مصرفکننده میپردازد.
سفره مردم زیر فشار؛ اثر واقعی ۳۰ درصد
اثر افزایش ۳۰ درصدی فقط روی فاکتور خرید دیده نمیشود. پیامدهای آن شامل:
• کاهش کیفیت تغذیه
• حذف وعدهها یا اقلام ضروری
• افزایش بدهی خانوار
• فشار روانی و اضطراب معیشتی
بهعبارت دیگر، ۳۰ درصد بهمعنای کوچکشدن تدریجی امنیت غذایی است.
بازار چگونه واکنش نشان میدهد؟
تجربه نشان داده که اعلام افزایش ۳۰ درصدی، معمولاً به موج گرانی فراتر از رقم رسمی منجر میشود. فروشندگان:
• قیمتها را پیشدستانه بالا میبرند
• هزینههای جانبی را بهانه میکنند
• نظارت را ناکافی میدانند
در نتیجه، ۳۰ درصد روی کاغذ میماند، اما در عمل عدد بزرگتری به مردم تحمیل میشود.
۳۰ درصد و شکاف طبقاتی
افزایش ۳۰ درصدی قیمتها، شکاف طبقاتی را تشدید میکند. برای طبقات پردرآمد، این افزایش شاید بهمعنای تغییر برند باشد؛ اما برای دهکهای پایین، بهمعنای حذف کامل کالاهاست. این تفاوت، نابرابری را عمیقتر میکند.
واکنش افکار عمومی؛ خشم، ترس یا بیاعتمادی؟
در شبکههای اجتماعی، واکنشها به افزایش ۳۰ درصدی ترکیبی از:
• خشم نسبت به سیاستهای اقتصادی
• ترس از آینده نامعلوم
• و بیاعتمادی به وعدههای جبرانی
بسیاری میپرسند: اگر امروز ۳۰ درصد، فردا چقدر؟
آیا راهحل دیگری وجود داشت؟
منتقدان میگویند افزایش ۳۰ درصدی سادهترین اما پرهزینهترین گزینه است. راهحلهای جایگزین میتوانست شامل:
• اصلاح نظام توزیع
• کاهش هزینههای غیرضروری
• حمایت هدفمند از دهکهای پایین
• شفافیت در قیمتگذاری
اما اجرای این مسیرها نیازمند اراده و برنامهریزی است.
۳۰ درصد؛ عددی که اعتماد را میساید
هر بار اعلام افزایش ۳۰ درصدی یا مشابه آن، سرمایه اجتماعی آسیب میبیند. مردم احساس میکنند:
• بار بحران همیشه بر دوش آنهاست
• سیاستها بدون مشارکت جامعه اتخاذ میشود
• آینده قابل پیشبینی نیست
مطالعه بيشتر : از تهران تا قاهره: روایت دوستیای که بر سیاست پیروز شد
این فرسایش اعتماد، هزینهای پنهان اما سنگین است.
افزایش ۳۰ درصدی قیمتها، فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ رویدادی اجتماعی با پیامدهای گسترده است. این شوک، سفره مردم را هدف گرفته و نشانهای از بحرانی عمیقتر است که با اعداد حل نمیشود. پرسش اصلی باقی میماند:
آیا این ۳۰ درصد آخرین شوک است، یا آغازی برای فشارهای بیشتر؟








