ایران در تاریکی فرو میرود؛ دیپلماسی برق داخلی بزشکیان با شکست مطلق، مردم را به دوران پیش از صنعت بازگرداند. آیا رژیم از درون در حال فروپاشی است؟
فاجعه خاموشیها و شکست دیپلماسی برق داخلی؛ اعتراف به ناتوانی
در حالی که بوقهای تبلیغاتی رژیم از اقتدار منطقهای سخن میگویند، مردم ایران با واقعیتی عریان و تلخ روبرو هستند: تاریکی مطلق. دیپلماسی برق داخلی که قرار بود با مدیریت بهینه و واردات فوری انرژی، بحران تابستان را مهار کند، اکنون به یک رسوایی تمامعیار تبدیل شده است. مسعود بزشکیان با چهرهای مستاصل در برابر دوربینها ظاهر شد و از مردم خواست “نورها را خاموش کنند”
، اما حقیقت این است که دیپلماسی برق داخلی او عملاً در برابر فرسودگی نیروگاهها و ناترازی شدید انرژی به زانو درآمده است. این نه یک بحران فنی، بلکه یک شکست استراتژیک است که نشان میدهد دولت حتی توان تأمین ابتداییترین نیاز شهروندانش را ندارد. وقتی دولت از دیپلماسی برق داخلی سخن میگوید، در واقع در حال سرپوش گذاشتن بر میلیاردها دلار اختلاس در حوزه انرژی و پروژههای نیمهتمامی است که بودجهشان خرج ماجراجوییهای منطقهای شده است.
دیپلماسی برق داخلی یا قربانی کردن رفاه مردم؟
تحلیلگران معتقدند بزشکیان تنها یک “ویترین” برای دولتی است که تصمیماتش در جای دیگری گرفته میشود. شکست دیپلماسی برق داخلی نتیجه مستقیم اولویتبندیهای اشتباه در بیت رهبری است. در حالی که سپاه پاسداران بودجههای کلان را برای توسعه پهپادی و
مطالعه بيشتر؛ اختلاف علنی بین سپاه پاسداران و رئیسجمهور پزشکیان صحنه سیاسی ایران را لرزاند
موشکی بلعیده، زیرساختهای برق کشور به ویرانه تبدیل شدهاند. بزشکیان با طرح دیپلماسی برق داخلی سعی داشت چهرهای تکنوکرات از خود نشان دهد، اما با اولین موج گرما، پوشالی بودن این ادعاها ثابت شد. ناتوانی در اجرای دیپلماسی برق داخلی باعث شده تا صنایع سنگین و تولیدی ایران به حالت تعطیل درآیند که این خود جرقهای برای شورشهای اجتماعی آینده خواهد بود. مردم میپرسند: چگونه رژیمی که مدعی غنیسازی اورانیوم است، از تأمین برق یخچالهای مردم عاجز است؟ جواب ساده است: دیپلماسی برق داخلی چیزی جز یک فریب رسانهای برای خرید زمان نبود.
مطالعه بيشتر؛ پزشکیان در نشست شرمالشیخ غافلگیر کرد!
پیامد سقوط شبکه انرژی
سقوط آزاد شبکه سراسری برق، اعتبار بینالمللی ایران را نیز به چالش کشیده است. پروژههای صادرات برق به همسایگان که بخشی از تبلیغات دیپلماسی برق داخلی بود، اکنون به یک جوک تلخ تبدیل شده؛ چرا که رژیم حتی برای پایتخت خود نیز برق ندارد. شکست در دیپلماسی برق داخلی یعنی فروپاشی امنیت روانی جامعه. وقتی بزشکیان از مردم میخواهد به “دو لامپ” بسنده کنند، در واقع پایان
مطالعه بيشتر؛ پزشکیان عزل شد؟ پس رئیسجمهور واقعی کیست؟
کارآمدی دولت خود را امضا کرده است. این بحران نشان داد که دیپلماسی برق داخلی بدون رفع تحریمها و بدون تغییر ساختار قدرت در تهران، تنها یک رویای دستنیافتنی است. جهان اکنون شاهد است که چگونه کشوری را نشان میدهد که علیرغم داشتن دومین ذخایر گاز جهان، در تاریکی غرق شده است. اگر دیپلماسی برق داخلی نتواند در هفتههای آتی معجزهای کند، تاریکیِ خیابانها به زودی به خیابانهای شعلهور از خشم تبدیل خواهد شد.








