اگر فکر میکنید موزه فقط برای نگهداری نقاشیهای مشهور، آثار باستانی و اشیای تاریخی است، چند موزه در نقاط مختلف جهان این تصور را کاملاً تغییر میدهند؛ از یادگارهای عشقهای شکستخورده تا آثار هنری که عمداً بهعنوان «هنر بد» جمعآوری شدهاند و حتی انگلهایی که در بدن انسان زندگی میکنند.
موزهای برای عشقهای تمامشده
در زاگرب کرواسی، موزهای وجود دارد که به جای تاج و تخت و آثار تاریخی، خاطرات رابطههای شکستخورده را به نمایش میگذارد.
«موزه روابط شکستخورده» مجموعهای از وسایل شخصی است که افراد از سراسر جهان پس از پایان رابطههایشان بهصورت ناشناس اهدا کردهاند. هر شیء نیز داستانی درباره یک رابطه، خاطره یا جدایی پشت خود دارد.
از یک جفت دمپایی قدیمی گرفته تا اسباببازی و نامههای عاشقانه، هر چیزی میتواند تبدیل به بخشی از این موزه شود. نکته جالب این است که ارزش این اشیا نه در قیمت آنها، بلکه در خاطرهای است که برای صاحب قبلیشان داشتهاند.
موزهای که هنر بد را جدی گرفته است
در آمریکا، داستان حتی عجیبتر میشود.
«موزه هنر بد» یا MOBA در بوستون به آثاری اختصاص دارد که به گفته خود موزه، در موزههای سنتی هنری جایی برای نمایش آنها پیدا نمیشود.
این مجموعه از سال ۱۹۹۳ شکل گرفت و اکنون تقریباً ۹۰۰ اثر در مجموعه خود دارد، هرچند به دلیل محدودیت فضا معمولاً تنها حدود ۵۰ تا ۷۰ اثر در معرض نمایش قرار میگیرد.
اما نکته بامزه اینجاست که مسئولان موزه میگویند این موضوع صرفاً یک شوخی نیست؛ آنها واقعاً این آثار را جمعآوری، حفظ و نمایش میدهند و معتقدند برخی از این نقاشیها با وجود مشکلات فنی، همچنان میتوانند جالب و تماشایی باشند.
جایی که ستارههای اصلی انگلها هستند
در توکیو نیز موزهای وجود دارد که موضوع اصلی آن چیزی است که بیشتر مردم ترجیح میدهند حتی دربارهاش فکر نکنند: انگلها.
موزه انگلشناسی مگورو از سال ۱۹۵۳ فعالیت میکند و یکی از معدود موزههای تخصصی جهان در زمینه انگلشناسی است. در نمایشگاه دائمی آن حدود ۳۰۰ نمونه و مدرک مرتبط با انگلها به نمایش گذاشته شده است.
اما مشهورترین بخش این موزه، یک کرم نواری غولپیکر به طول ۸٫۸ متر است؛ نمونهای که از بدن یک انسان خارج شده و به یکی از عجیبترین اشیای نمایشی موزه تبدیل شده است.
چرا چنین موزههایی ساخته میشوند؟
وجه مشترک این مکانها این است که تعریف «موزه» را گستردهتر میکنند.
در یک موزه، چیزی به نمایش گذاشته میشود که زمانی بخشی از یک رابطه عاطفی بوده؛ در دیگری، آثاری نگهداری میشوند که از نگاه گالریهای معمولی ارزش هنری کافی ندارند؛ و در سومی، موجوداتی به نمایش درمیآیند که دانشمندان برای شناخت زندگی و بیماریها مطالعهشان میکنند.
به همین دلیل، موزههای عجیب جهان فقط مجموعهای از اشیای عجیب نیستند؛ آنها نشان میدهند که هر جامعه میتواند برای چیزهایی که معمولاً نادیده گرفته میشوند، داستان و ارزش تازهای پیدا کند.
شاید عجیبترین بخش ماجرا همین باشد: گاهی چیزی که هیچکس فکر نمیکند ارزش موزهای داشته باشد، میتواند به دلیل داستان پشت آن به یکی از جذابترین نمایشگاههای جهان تبدیل شود.








