اظهارات محمدجواد ظریف درباره ترکمنچای و بقا دوباره در فضای سیاسی ایران جنجال آفریده است؛ سخنانی درباره مذاکره، امنیت ملی و هزینههای تقابل که واکنش تند منتقدان محافظهکار را به دنبال داشت.
ترکمنچای و بقا؛ ظریف دقیقاً چه گفت؟
انتشار دوباره ویدئویی از سخنان محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، در اکتبر ۲۰۲۶ بحث تازهای درباره رابطه دیپلماسی و قدرت نظامی در جمهوری اسلامی به راه انداخت. این ویدئو که بخشهایی از سخنان پیشین او را در بر میگیرد، در شرایطی مورد توجه قرار گرفته که ایران با تنشهای منطقهای و فشارهای اقتصادی روبهروست.
در یکی از بخشهای سخنان نقلشده از ظریف، او به قرارداد ترکمنچای اشاره میکند و میگوید این قرارداد زمانی امضا شد که بقای کشور در خطر بود. این جمله به موضوعی حساس در حافظه تاریخی ایرانیان مربوط است؛ زیرا عهدنامه ترکمنچای که در سال ۱۸۲۸ میان ایران قاجاری و امپراتوری روسیه امضا شد، به واگذاری بخشهایی از سرزمین ایران و تحمیل شرایط سنگین سیاسی و اقتصادی انجامید.
اهمیت اظهارات ظریف صرفاً به اشاره تاریخی او محدود نیست. محور اصلی بحث، این پرسش است که حکومتها در شرایط تهدید و فشار خارجی چگونه باید میان حفظ مواضع خود، مذاکره و جلوگیری از خسارتهای بیشتر تصمیم بگیرند. با این حال، برای فهم دقیق منظور او باید متن کامل سخنان و زمینهای را که این جمله در آن بیان شده است، در نظر گرفت؛ زیرا یک عبارت کوتاه بهتنهایی نمیتواند تمام دیدگاه سیاسی او را نشان دهد.
چرا اشاره ظریف به ترکمنچای جنجالی شد؟
ترکمنچای در ادبیات سیاسی ایران اغلب نمادی از شکست نظامی، از دست دادن سرزمین و توافقی تحمیلی تلقی میشود. به همین دلیل، هرگونه استفاده از این واقعه تاریخی در بحثهای مربوط به مذاکره با قدرتهای خارجی میتواند واکنشهای گستردهای ایجاد کند.
منتقدان ظریف ممکن است چنین اشارهای را نشانهای از آمادگی برای عقبنشینی در برابر فشار خارجی بدانند. در مقابل، مدافعان رویکرد دیپلماتیک استدلال میکنند که بررسی تجربههای تاریخی باید با توجه به شرایط هر دوره انجام شود و مذاکره الزاماً به معنای تسلیم نیست. تفاوت میان توافقی که پس از شکست نظامی و تحت فشار تحمیل میشود و توافقی که با هدف کاهش خطر و حفظ منافع ملی صورت میگیرد، در این بحث اهمیت دارد.
با این همه، نباید از اشاره به ترکمنچای نتیجه گرفت که ظریف خواهان تکرار همان قرارداد یا پذیرش امتیازهای مشابه بوده است. چنین برداشتی به بررسی دقیقتر متن سخنان نیاز دارد. در گزارشهای منتشرشده، بحث او گستردهتر از یک مقایسه تاریخی است و به نقش مذاکره در شرایطی مربوط میشود که هزینه ادامه تقابل ممکن است افزایش یابد.
اختلاف بر سر دیپلماسی و قدرت نظامی در ایران
واکنشها به سخنان ظریف بار دیگر اختلافی قدیمی در سیاست ایران را آشکار کرده است: آیا امنیت کشور بیش از هر چیز از طریق تقویت توان نظامی و بازدارندگی تأمین میشود یا دیپلماسی و گسترش روابط اقتصادی نیز باید در مرکز راهبرد امنیتی قرار گیرد؟
ظریف در بخش دیگری از سخنان بازنشرشده، میان نگاه تهدیدمحور به کشورهای منطقه و نگاه مبتنی بر فرصتهای اقتصادی تمایز میگذارد. استدلال او این است که اگر همسایگان صرفاً تهدید تلقی شوند، سیاست خارجی نیز عمدتاً در چارچوب امنیتی تعریف خواهد شد؛ اما اگر منطقه فرصتی برای همکاری در نظر گرفته شود، تجارت، سرمایهگذاری و روابط دیپلماتیک اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
این دیدگاه با مخالفت جریانهایی روبهروست که معتقدند در محیطی پرتنش، توان نظامی و حمایت از متحدان منطقهای بخش جداییناپذیر امنیت ملی است. از نگاه آنان، تأکید بیش از حد بر مذاکره ممکن است قدرت چانهزنی ایران را کاهش دهد یا به طرف مقابل این پیام را منتقل کند که فشار اقتصادی و نظامی میتواند تهران را به عقبنشینی وادار کند.
در سوی دیگر، منتقدان سیاست تقابل میگویند قدرت نظامی بدون راهبرد سیاسی روشن نمیتواند بهتنهایی منافع اقتصادی و امنیت پایدار ایجاد کند. به باور آنان، اگر دستاوردهای نظامی به توافقهای سیاسی قابل اجرا تبدیل نشوند، کشور ممکن است هزینههای زیادی بپردازد، بیآنکه به نتیجهای پایدار برسد.
واکنش محافظهکاران به سخنان ظریف چه بود؟
بازنشر ویدئوی ظریف با انتقاد رسانهها و چهرههای محافظهکار روبهرو شد. بر اساس گزارش یورونیوز فارسی در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶، روزنامه کیهان و خبرگزاری تسنیم از جمله رسانههایی بودند که مواضع او را مورد انتقاد قرار دادند. در این واکنشها، سخنان ظریف بهعنوان تضعیفکننده رویکرد امنیتی جمهوری اسلامی توصیف شد و برخی منتقدان خواستار عذرخواهی او شدند.
این واکنشها نشان میدهد که اختلاف بر سر دیپلماسی در ایران صرفاً یک بحث کارشناسی درباره ابزارهای سیاست خارجی نیست؛ بلکه با رقابتهای سیاسی داخلی و برداشتهای متفاوت از امنیت ملی نیز پیوند دارد. برای بخشی از جریان محافظهکار، انتقاد از راهبرد نظامی در شرایط تهدید خارجی میتواند به تضعیف انسجام داخلی تعبیر شود. در مقابل، طرفداران رویکرد دیپلماتیک معتقدند طرح اختلافنظر درباره هزینهها و نتایج سیاستها برای تصمیمگیری بهتر ضروری است.
با این حال، انتقاد رسانهای را نباید با اقدام قضایی رسمی یکسان دانست. برای اعلام اینکه پرونده قضایی مشخصی علیه ظریف تشکیل شده است، باید اطلاعیه یا گزارش معتبر و مستقلی وجود داشته باشد.
آیا بحث ترکمنچای و بقا بر سیاست خارجی ایران اثر میگذارد؟
بحث ترکمنچای و بقا در نهایت به یک پرسش راهبردی بازمیگردد: ایران چگونه میتواند در شرایط فشار خارجی، از منافع ملی خود دفاع کند و همزمان هزینههای اقتصادی و امنیتی را کنترل کند؟
پاسخ به این پرسش به شرایط هر بحران، اهداف طرفهای مقابل و امکان دستیابی به توافقی قابل اجرا بستگی دارد. مذاکره زمانی میتواند ابزار مؤثری باشد که طرفین درباره موضوعات مشخص، تعهدات روشن و سازوکار اجرای توافق به تفاهم برسند. از سوی دیگر، توان نظامی و بازدارندگی نیز ممکن است در محاسبات طرف مقابل نقش داشته باشد؛ اما وجود قدرت نظامی بهتنهایی تضمینکننده موفقیت دیپلماتیک نیست.
در شرایط کنونی، سخنان ظریف بیش از آنکه به معنای تغییر قطعی سیاست خارجی ایران باشد، نشاندهنده ادامه اختلاف بر سر چگونگی تأمین امنیت کشور است. تا زمانی که تصمیم رسمی و مشخصی درباره تغییر راهبرد اعلام نشود، نمیتوان از این مناقشه نتیجه گرفت که تهران به سمت مذاکره یا عقبنشینی حرکت کرده است.
در نهایت، جنجال تازه نشان میدهد که تجربههای تاریخی همچنان در بحثهای سیاسی ایران نقش مهمی دارند. ترکمنچای برای بسیاری نماد هزینه شکست و توافق تحمیلی است؛ اما مسئله اصلی در بحث امروز، چگونگی جلوگیری از تکرار خسارتهای تاریخی و انتخاب ترکیبی مؤثر از دیپلماسی، قدرت و منافع اقتصادی است. قضاوت درباره دیدگاه ظریف نیز به بررسی کامل سخنان او و نتایج عملی سیاستهایی بستگی دارد که پیشنهاد میکند.








