حرفهای تازه اصغر فرهادی هالیوود را دوباره به بحثی جنجالی کشانده؛ اینبار او از تصویری انتقاد کرده که آمریکا را نجاتدهنده و دیگران را نیازمند نشان میدهد.
اصغر فرهادی هالیوود را چگونه نقد کرد؟
اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در جریان حضور خود در جشنواره فیلم ریو درباره تصویری که سینمای آمریکا از کشورهای دیگر ارائه میکند صحبت کرد. او تأکید داشت که هالیوود را نمیتوان همیشه منبعی قابل اعتماد برای نمایش دقیق فرهنگها و جوامع خارجی دانست. این اظهارات در گفتوگویی مطرح شد که بخشی از آن به فیلم «آرگو» ساخته بن افلک اختصاص داشت.
فرهادی در پاسخ به پرسشی درباره موفقیت «آرگو» در اسکار، گفت هنگام اکران فیلم آن را دیده و احساس کرده با یک اثر کاملاً هالیوودی روبهرو است. «آرگو» در سال ۲۰۱۳ جایزه بهترین فیلم اسکار را دریافت کرد؛ یک سال پس از آنکه فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی فرهادی اسکار بهترین فیلم خارجیزبان را به دست آورده بود.
اما انتقاد فرهادی فقط به یک فیلم محدود نشد. او درباره الگویی گستردهتر در سینمای تجاری آمریکا صحبت کرد؛ الگویی که به گفته او، در آن شخصیت آمریکایی اغلب در جایگاه فردی قرار میگیرد که برای نجات دیگران وارد کشوری خارجی میشود.
چرا «آرگو» برای اصغر فرهادی مهم شد؟
«آرگو» داستان تلاش یک متخصص آمریکایی برای خارج کردن شش شهروند آمریکایی از تهران در جریان بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در ایران را روایت میکند. فیلم بن افلک در سال ۲۰۱۲ اکران شد و در نهایت توانست اسکار بهترین فیلم را به دست آورد.
فرهادی معتقد است چنین روایتهایی میتوانند تصویری سادهشده از جوامع دیگر ایجاد کنند؛ بهخصوص زمانی که یک شخصیت آمریکایی در مرکز داستان قرار میگیرد و نقش نجاتدهنده را بر عهده دارد. او در صحبتهای خود پرسید چرا باید در چنین فیلمهایی یک آمریکایی برای نجات مردم ایران یا کوبا وارد عمل شود، در حالی که مردم همان کشورها میتوانند خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند.
او همچنین از چیزی انتقاد کرد که آن را نگاه «از بالا به پایین» نسبت به جهان توصیف کرد. از دید فرهادی، مسئله فقط نحوه نمایش ایران نیست، بلکه نوع نگاه به جوامعی است که در روایتهای هالیوودی گاهی در جایگاه پایینتر قرار میگیرند.
این بخش از صحبتهای او بیش از همه مورد توجه رسانهها قرار گرفت، زیرا فرهادی بحث را از سینما به موضوع گستردهتری درباره قدرت رسانه و نحوه شکلگیری تصویر کشورها در ذهن مخاطبان کشاند.
فرهادی چرا به تصویر آمریکا هم پرداخت؟
فرهادی در ادامه از تجربه شخصی خود در آمریکا گفت. او توضیح داد که چند سال قبل، هنگام کار روی یک پروژه، مدتی در ایالات متحده اقامت داشت و برای انجام تحقیقات به سانفرانسیسکو رفت و با افرادی در زندان دیدار کرد.
به گفته او، در میان این افراد، سیاهپوستان و مهاجرانی از کشورهای مختلف حضور داشتند و این تجربه باعث شد تصویری متفاوت از جامعه آمریکا ببیند؛ تصویری که به اعتقاد او الزاماً در رسانههای بینالمللی دیده نمیشود.
او سپس از این مسئله انتقاد کرد که برخی افراد تصور میکنند دیگر جوامع باید در نهایت شبیه آمریکا شوند. فرهادی گفت حتی اگر چنین دیدگاهی با نیت خیرخواهانه مطرح شود، باز هم با آن موافق نیست.
در بخش دیگری از صحبتهایش، او درباره ادعای وجود دموکراسی در آمریکا نیز اظهارنظری تند داشت و گفت آمریکاییها گاهی میگویند دموکراسی دارند، اما از نظر او این ادعا درست نیست. این بخش از سخنان فرهادی نیز بهطور گسترده در رسانههای فارسیزبان بازنشر شد.
نگاه فرهادی فقط سیاسی نیست
با وجود لحن سیاسی بخشی از این اظهارات، فرهادی تلاش کرد مرز میان سیاست و سینما را نیز توضیح دهد. او گفت وقتی درباره جامعه صحبت میشود، به نوعی درباره سیاست نیز صحبت شده است؛ حتی اگر موضوع فیلم مستقیماً سیاسی نباشد.
او در توضیح نگاه خودش به سینما، به فیلم «همشهری» عباس کیارستمی اشاره کرد و آن را نمونهای از اثری دانست که بدون پرداخت مستقیم به سیاست، میتواند لایههای سیاسی و اجتماعی عمیقی داشته باشد. از نظر او، سینما باید به مخاطب اجازه دهد بخشی از معنا را خودش کشف کند.
فرهادی همچنین درباره نقش رسانهها هشدار داد و گفت مخاطبان باید هنگام مواجهه با اطلاعات منتشرشده در رسانهها محتاط باشند. او معتقد است رسانهها نمیتوانند تصویر کاملی از زندگی روزمره مردم یک کشور ارائه دهند و تکرار یک روایت واحد ممکن است باعث شود مخاطب، تصویری محدود از یک جامعه را بهعنوان واقعیت کامل بپذیرد.
اظهارات تازه فرهادی در ریو، بنابراین فقط یک انتقاد از «آرگو» نیست. این صحبتها دوباره بحث قدیمی درباره قدرت هالیوود در شکل دادن به تصویر کشورهای دیگر را مطرح کرده است؛ بحثی که یک طرف آن آزادی فیلمساز برای روایت داستان و طرف دیگر آن مسئولیت سینما در برابر تصویری است که از جوامع واقعی ارائه میدهد.
فرهادی در نهایت تأکید کرد که شناخت واقعی ملتها فقط از طریق رسانه به دست نمیآید و ارتباط مستقیم میان مردم میتواند تصویر دقیقتری ایجاد کند. همین نگاه، صحبتهای او را از نقد یک فیلم خاص فراتر برده و به بحثی درباره رابطه میان سینما، قدرت و تصویرسازی از جهان تبدیل کرده است.








