اپیدمی خنده تانزانیا در سال ۱۹۶۲ با خنده و گریههای غیرقابلکنترل دانشآموزان آغاز شد و به چندین مدرسه و روستا گسترش یافت؛ اما علت این پدیده عجیب چه بود؟
اپیدمی خنده تانزانیا چگونه آغاز شد؟
ماجرا در ۳۰ ژانویه ۱۹۶۲ در یک مدرسه شبانهروزی دخترانه در روستای کاشاشا، در منطقه بوکوبا و در کشور تانگانیکا، تانزانیا امروزی، آغاز شد. طبق گزارش پزشکی منتشرشده در سال ۱۹۶۳، سه دانشآموز رفتارهایی غیرعادی از خود نشان دادند و بهتدریج دانشآموزان بیشتری دچار حملات خنده و گریه شدند.
این اتفاق برخلاف تصور رایج، صرفاً خندهای ناشی از یک شوخی ساده نبود. حملات میتوانستند از چند دقیقه تا چند ساعت ادامه پیدا کنند و در بعضی موارد پس از وقفه دوباره بازگردند. برخی دانشآموزان نیز بیقراری و ترس را تجربه میکردند.
تا ۱۸ مارس همان سال، ۹۵ نفر از مجموع ۱۵۹ دانشآموز مدرسه تحت تأثیر این وضعیت قرار گرفته بودند. مسئولان ناچار شدند مدرسه را تعطیل کنند. پس از بازگشایی در ماه مه، موارد تازهای گزارش شد و مدرسه بار دیگر تعطیل شد.
چرا خنده به مدارس و روستاهای دیگر رسید؟
پس از تعطیلی مدرسه، دانشآموزان به خانههای خود بازگشتند و موارد مشابه در مناطق اطراف گزارش شد. این پدیده به مدارس دیگر نیز رسید و در برخی روستاها زندگی روزمره را مختل کرد.
گزارشهای تاریخی از درگیر شدن صدها نفر و گسترش علائم در چندین جامعه محلی حکایت دارند. با این حال، تعداد دقیق افراد تحت تأثیر در منابع مختلف متفاوت است و برخی روایتهای عمومی، ابعاد حادثه را بیش از شواهد مستند توصیف کردهاند.
نکته مهم این است که گسترش علائم به معنای انتقال یک ویروس یا باکتری نبود. پژوهشگران نتوانستند عامل عفونی مشخصی را شناسایی کنند که بتواند این رویداد را توضیح دهد.
توضیح علمی اپیدمی خنده تانزانیا چیست؟
یکی از توضیحهای علمی مطرحشده برای این حادثه، «بیماری روانزاد جمعی» یا Mass Psychogenic Illness است. در این پدیده، علائم واقعی جسمی یا رفتاری میتوانند در یک گروه گسترش پیدا کنند، بدون آنکه عامل عفونی یا مسمومیت مشترکی علت آنها باشد.
بررسی پزشکی منتشرشده در سال ۱۹۶۳ نشان داد که آزمایشهای انجامشده علت سمی مشخصی در مواد غذایی پیدا نکردند و نشانههای جسمی غیرعادی قابلتوجهی نیز شناسایی نشد. پزشکان آن زمان احتمال پدیدهای را مطرح کردند که در ادبیات پزشکی آن دوره «هیستری جمعی» نامیده میشد.
پژوهشهای بعدی نیز این رویداد را در چارچوب بیماری روانزاد جمعی بررسی کردهاند. با این حال، علت دقیق آغاز حملات و سهم هر عامل اجتماعی یا روانی بهطور قطعی مشخص نشده است.
آیا استرس میتواند باعث چنین اتفاقی شود؟
برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که فشارهای اجتماعی، اضطراب و شرایط فرهنگی آن دوران در بروز این پدیده نقش داشته باشند. تانگانیکا در دسامبر ۱۹۶۱ استقلال خود را به دست آورده بود و جامعه در حال عبور از تغییرات سیاسی و اجتماعی مهمی بود.
با این وجود، ارتباط میان شرایط تاریخی و آغاز حملات خنده، یک تفسیر پژوهشی است و نه علتی که بهطور قطعی اثبات شده باشد. همچنین بیماری روانزاد جمعی به این معنا نیست که افراد عمداً علائم را ایجاد میکنند یا وانمود میکنند بیمار هستند؛ علائم تجربهشده میتوانند برای افراد کاملاً واقعی و آزاردهنده باشند.
پایان یکی از عجیبترین رویدادهای پزشکی
این پدیده ماهها ادامه یافت و بر آموزش و زندگی اجتماعی مناطق آسیبدیده تأثیر گذاشت. با گذشت زمان، موارد گزارششده کاهش یافتند و رویداد سرانجام پایان پیدا کرد. گزارش پزشکی اولیه هیچ مورد مرگ ناشی از این حادثه ثبت نکرد.
امروز اپیدمی خنده تانزانیا نمونهای تاریخی برای بررسی ارتباط میان رفتار جمعی، فشارهای اجتماعی و سلامت روان به شمار میرود. این ماجرا نشان میدهد که همه پدیدههایی که ظاهری شبیه بیماری واگیردار دارند، الزاماً منشأ میکروبی ندارند.
در نهایت، پاسخ علمی به این معما بیش از آنکه درباره خندهای مسری باشد، به چگونگی گسترش علائم روانزاد در یک جامعه مربوط است؛ پدیدهای که هنوز هم برای پژوهشگران پزشکی، روانشناسی و تاریخ علم اهمیت دارد.








