سخنان جعفر پناهی در مراسم دریافت جایزه بهترین فیلم بینالمللی، فراتر از یک پیام هنری بود؛ بیانیهای صریح که سینما را مستقیماً در برابر واقعیت خونین ایران قرار داد.
جعفر پناهی؛ وقتی صحنه سینما سیاسی میشود
جعفر پناهی سالهاست که تنها یک کارگردان نیست؛ او به نمادی از مقاومت فرهنگی در برابر سانسور و سرکوب تبدیل شده است. اما سخنان اخیر او در مراسم دریافت جایزه بهترین فیلم بینالمللی، نقطهای متفاوت در مسیر حرفهایاش بود. پناهی در لحظهای که معمولاً به تشکر و ستایش اختصاص دارد، سکوت را شکست و صحنه سینما را به تریبونی برای واقعیت خیابانهای ایران بدل کرد.
او نه استعاره ساخت، نه به زبان نمادین پناه برد؛ بلکه با صراحت گفت آنچه امروز در ایران میگذرد «فیلم نیست، داستان نیست، واقعیت است».
درخواست جعفر پناهی از سینمای جهان چیست؟
پرسش اصلی اینجاست: جعفر پناهی از سینمای جهان چه خواست؟
پاسخ روشن است: سکوت نکنید.
او خطاب به فیلمسازان و هنرمندان جهان گفت که هر تریبونی که دارند، باید به کار گرفته شود. پناهی از آنها نخواست بیانیه سیاسی صادر کنند یا موضع حزبی بگیرند؛ بلکه خواستار ایستادن در کنار انسانهای بیدفاع شد. از نگاه او، امروز سینما وظیفهای فراتر از سرگرمی دارد.
وقتی خیابان جای پرده سینما را میگیرد
یکی از تأثیرگذارترین بخشهای سخنان جعفر پناهی، مقایسه صحنه سینما با خیابانهای ایران بود. او گفت صحنه واقعی اکنون نه روی پرده، بلکه در خیابانها جریان دارد؛ جایی که گلوله جای دیالوگ را گرفته و خون، روایت را مینویسد.
این جملهها، مرز میان هنر و واقعیت را شکست. پناهی عملاً گفت که در چنین لحظهای، بیطرفی هنری معنایی ندارد.
جعفر پناهی و شکستن چارچوب مراسم رسمی
مراسمهای بینالمللی سینما معمولاً چارچوبی مشخص دارند: تشکر، لبخند، عکس و پایان. اما جعفر پناهی این چارچوب را شکست. همین شکستن نظم، پیام او را قدرتمندتر کرد.
او بهجای استفاده از زبان دیپلماتیک، زبان انسانی را برگزید؛ زبانی که برای مخاطب جهانی قابل فهم است. به همین دلیل، سخنانش تنها در میان ایرانیان بازتاب نیافت، بلکه توجه رسانهها و هنرمندان بینالمللی را نیز جلب کرد.
چرا پیام جعفر پناهی جهانی شد؟
پیام جعفر پناهی به چند دلیل فراتر از مرزها شنیده شد:
• او از جایگاه قربانی سانسور سخن گفت، نه ناظر بیرونی
• از زبان ساده و مستقیم استفاده کرد
• مخاطبش «انسان» بود، نه دولتها
این ترکیب، پیام را از یک موضعگیری سیاسی به یک فراخوان اخلاقی تبدیل کرد.
سینما بهعنوان ابزار فشار اخلاقی
پناهی معتقد است سینما هنوز قدرت دارد؛ نه قدرت نظامی، نه اقتصادی، بلکه قدرت اخلاقی. وقتی هنرمندان جهان سکوت نکنند، دولتها ناچار به واکنش میشوند.
از این منظر، درخواست جعفر پناهی تلاشی است برای تبدیل همدلی هنری به فشار عمومی. او میداند که تصویر، روایت و صدا میتوانند افکار عمومی را شکل دهند.
واکنشها؛ تحسین و نگرانی
سخنان جعفر پناهی با موجی از تحسین همراه شد، اما همزمان نگرانیهایی نیز بهدنبال داشت. بسیاری پرسیدند آیا این موضعگیری هزینههای تازهای برای او در پی خواهد داشت؟
با این حال، پناهی نشان داد که برای او، بیان حقیقت بر امنیت شخصی مقدم است.
جعفر پناهی؛ صدایی که خاموش نشد
در شرایطی که بسیاری از صداها در داخل ایران خاموش یا محدود شدهاند، جعفر پناهی از فضای جهانی استفاده کرد تا آنچه در داخل گفته نمیشود، شنیده شود. این همان نقشی است که او برای سینما قائل است: رساندن صدای بیصداها.
مطالعه بيشتر : بوی فضا چگونه است؟ علم آن را در شیشه گذاشت
وقتی هنر موضع میگیرد
سخنان جعفر پناهی تنها یک لحظه احساسی نبود؛ بلکه بیانیهای روشن درباره مسئولیت هنرمند در زمانه بحران بود. او از سینمای جهان نخواست قهرمانبازی کند؛ فقط خواست کنار مردم بایستد.
در دورانی که تصاویر سریع مصرف و فراموش میشوند، این پیام یادآور یک حقیقت ساده است:
گاهی یک جمله روی صحنه، میتواند بلندتر از هزار فیلم فریاد بزند.








