حذف دلار حمایتی ناگهان به یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمهای اقتصادی دولت تبدیل شد؛ تصمیمی که پرسشهای بیشتری از پاسخ بهجا گذاشت.
دلار حمایتی چه بود و چرا مهم شد؟
دلار حمایتی در سالهای اخیر بهعنوان ابزاری برای مهار فشار اقتصادی بر اقشار ضعیف معرفی شد. هدف رسمی آن، تأمین ارز ارزان برای واردات کالاهای اساسی مانند دارو، مواد غذایی و نهادههای تولید بود تا افزایش نرخ ارز مستقیماً به سفره مردم منتقل نشود.
اما در عمل، دلار حمایتی به یکی از پیچیدهترین و پرحاشیهترین سازوکارهای اقتصادی تبدیل شد. فاصله میان نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد، زمینهای برای رانت، فساد و توزیع ناعادلانه منابع فراهم کرد. بسیاری از کالاهایی که با دلار حمایتی وارد میشدند، یا با قیمت آزاد فروخته شدند یا اصلاً به دست مصرفکننده نهایی نرسیدند.
چرا دولت تصمیم به حذف دلار حمایتی گرفت؟
دولت در توضیح حذف دلار حمایتی، چند دلیل اصلی را مطرح میکند:
نخست، فشار شدید بر منابع ارزی کشور. تأمین ارز ارزان در شرایط کاهش درآمدهای ارزی، برای دولت بهطور فزایندهای دشوار شده است.
دوم، ناکارآمدی این سیاست در کنترل تورم. آمارها نشان میدهد که با وجود تخصیص دلار حمایتی، قیمت بسیاری از کالاهای اساسی همچنان افزایش یافته است.
سوم، گسترش فساد ساختاری. اختلاف نرخ ارز رسمی و آزاد، انگیزهای قوی برای سوءاستفاده ایجاد کرده و اعتماد عمومی را تضعیف کرده است.
از نگاه دولت، حذف دلار حمایتی بهمعنای پذیرش واقعیتهای اقتصادی و تلاش برای شفافسازی بازار ارز است؛ هرچند این روایت، همه را قانع نکرده است.
پیامدهای حذف دلار حمایتی برای مردم چیست؟
مهمترین نگرانی درباره حذف دلار حمایتی، تأثیر مستقیم آن بر هزینههای زندگی است. کارشناسان هشدار میدهند که در کوتاهمدت، قیمت برخی کالاهای اساسی ممکن است افزایش یابد، بهویژه اگر سازوکارهای جبرانی بهدرستی اجرا نشوند.
دولت وعده داده است که یارانههای نقدی یا کالابرگها جایگزین دلار حمایتی خواهند شد. اما تجربههای پیشین نشان میدهد که انتقال یارانه از مرحله واردات به مصرفکننده نهایی، همواره با چالشهای اجرایی همراه بوده است.
سؤال اصلی مردم این است: آیا حذف دلار حمایتی واقعاً به نفع مصرفکننده تمام میشود، یا بار اصلی آن بر دوش طبقات متوسط و پایین خواهد افتاد؟
آیا حذف دلار حمایتی اعتراف به شکست است؟
برای بخشی از افکار عمومی، کنار گذاشتن دلار حمایتی نه یک اصلاح، بلکه اعترافی دیرهنگام به شکست یک سیاست پرهزینه است. این گروه معتقدند دولتها سالها از این ابزار استفاده کردند، بدون آنکه زیرساختهای لازم برای نظارت و توزیع عادلانه را فراهم کنند.
در مقابل، حامیان تصمیم میگویند ادامه این سیاست، فقط اتلاف منابع و تعمیق بیعدالتی را بهدنبال داشت. از نگاه آنها، حذف دلار حمایتی میتواند مقدمهای برای یکسانسازی نرخ ارز و کاهش رانت باشد؛ البته به شرطی که با اصلاحات عمیقتر اقتصادی همراه شود.
بازار و افکار عمومی چگونه واکنش نشان دادند؟
واکنش بازار به خبر حذف دلار حمایتی محتاطانه بود. نوسان محدود در برخی قیمتها نشان داد که فعالان اقتصادی هنوز در حال ارزیابی پیامدهای واقعی این تصمیم هستند.
در شبکههای اجتماعی اما واکنشها تندتر بود؛ از نگرانی درباره گرانی بیشتر گرفته تا انتقاد از تأخیر دولت در تصمیمگیری.
بسیاری از کاربران میپرسند چرا زمانی که شکاف طبقاتی عمیقتر شده، چنین تصمیم حساسی گرفته میشود و آیا دولت برنامهای عملی برای حمایت واقعی از اقشار آسیبپذیر دارد یا نه.
مطالعه بيشتر : چگونه از ۸ برنامه درون چتجیپیتی بهطور مستقیم استفاده کنیم؟
حذف دلار حمایتی؛ آغاز اصلاح یا شروع بحران؟
حذف دلار حمایتی میتواند نقطه آغاز اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران باشد، اما فقط در صورتی که شفافیت، پاسخگویی و حمایت هدفمند از مردم در اولویت قرار گیرد.
در غیر این صورت، این تصمیم ممکن است به عاملی تازه برای افزایش بیاعتمادی عمومی تبدیل شود.
پرسش کلیدی همچنان باقی است:
آیا دولت توان مدیریت پیامدهای اجتماعی و اقتصادی حذف دلار حمایتی را دارد، یا این تصمیم به بحرانی تازه دامن خواهد زد؟








