شیعیان و ولایت فقیه سالها بهعنوان دو مفهوم جدانشدنی معرفی شدند؛ اما پیام اخیر رضا پهلوی این پیوند را مستقیماً به چالش کشیده و بحث تازهای درباره مشروعیت دینی گشوده است.
شیعیان و ولایت فقیه؛ جدایی هویت از قدرت
در چهار دهه گذشته، ساختار جمهوری اسلامی تلاش کرده است رابطهای همذاتپندار میان شیعیان و ولایت فقیه ایجاد کند؛ بهگونهای که نقد ولایت فقیه، بهمثابه نقد تشیع تلقی شود. پیام رضا پهلوی دقیقاً همین گره را هدف قرار داده است. او با خطاب مستقیم به متدینان شیعه، میان «ایمان مذهبی» و «حکومت دینی» تفکیک قائل میشود.
این تفکیک، اگر در سطح اجتماعی پذیرفته شود، میتواند ستون مشروعیت ایدئولوژیک نظام را تضعیف کند. زیرا پیوند تاریخی شیعیان و ولایت فقیه یکی از پایههای اصلی توجیه سیاسی حکومت بوده است. در واقع، چالش اصلی پیام اخیر نه صرفاً سیاسی، بلکه هویتی است: آیا میتوان شیعه بود و همزمان مخالف حکومت دینی؟
مشروعیت دینی زیر فشار بازتعریف

پیام رضا پهلوی با استفاده از ادبیات نمادین و اسطورهای، تلاش میکند مشروعیت دینی را از انحصار نهاد روحانیت خارج کند. او بر این نکته تأکید دارد که جنایات و سرکوبها «به نام مذهب» صورت گرفتهاند و بنابراین باید میان دین و رفتار سیاسی حاکمیت مرز کشید.
در این چارچوب، بحث شیعیان و ولایت فقیه از یک پیوند بدیهی به یک موضوع قابلبحث تبدیل میشود. اگر بخشی از جامعه مذهبی بپذیرد که دین میتواند در حوزه خصوصی و غیرسیاسی تعریف شود، آنگاه پایه نظری حکومت دینی با پرسش جدی روبهرو میشود.

از منظر علوم سیاسی، هر نظام ایدئولوژیک زمانی آسیبپذیر میشود که پایگاه اعتقادیاش دچار تردید شود. گسست احتمالی میان شیعیان و ولایت فقیه میتواند دقیقاً چنین شرایطی ایجاد کند.
مخاطب واقعی پیام چه کسانیاند؟
تحلیل دقیقتر نشان میدهد که پیام اخیر بیش از آنکه خطاب به مخالفان سکولار باشد، متوجه بدنه مذهبی ناراضی است؛ کسانی که از عملکرد حکومت ناخرسندند اما نمیخواهند هویت دینی خود را نفی کنند. این قشر در معادله شیعیان و ولایت فقیه نقش کلیدی دارد.
مطالعه بيشتر : مونیخ و پیام شاهزاده رضا پهلوی در برابر میلیونی یمن
اگر این گروه به این نتیجه برسد که دفاع از تشیع لزوماً به معنای دفاع از ولایت فقیه نیست، فضای سیاسی ایران وارد مرحله تازهای میشود. در این صورت، شکاف درون پایگاه مذهبی میتواند عمیقتر شود و گفتوگوی تازهای درباره رابطه دین و دولت شکل گیرد.

آیا شیعه بدون حکومت دینی ممکن است؟
پرسش بنیادین در دل بحث شیعیان و ولایت فقیه این است که آیا مدل «شیعه بدون حکومت دینی» میتواند به یک گفتمان غالب تبدیل شود؟ تاریخ تشیع نشان میدهد که در دورههای مختلف، قرائتهای متفاوتی از رابطه دین و سیاست وجود داشته است. بنابراین، ولایت فقیه تنها یکی از این قرائتهاست، نه تمام آن.
اگر این نگاه در فضای عمومی تقویت شود، آینده مشروعیت دینی در ایران وارد فاز بازتعریف خواهد شد. در چنین شرایطی، رقابت دیگر صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه رقابت بر سر تفسیر دین و مالکیت معنوی آن است.
مطالعه بيشتر؛ دیدار شاهزاده رضا پهلوی؛ پیام مشترک تهران و کییف؟
پیام اخیر رضا پهلوی بحث شیعیان و ولایت فقیه را از سطح نقد سیاسی به سطح پرسش هویتی ارتقا داده است. او تلاش کرده میان ایمان مذهبی و ساختار قدرت فاصله بیندازد و مشروعیت دینی را از انحصار سیاسی خارج کند.
مطالعه بيشتر : همهچیز درباره گردهمایی ايرانيان مونیخ
این چالش، اگرچه هنوز در سطح گفتمانی است، اما میتواند پیامدهای بلندمدت داشته باشد. زیرا هر نظامی که مشروعیت خود را بر پیوند دین و سیاست بنا کرده باشد، در برابر بازتعریف این پیوند آسیبپذیر خواهد شد.








