در فاصلهای کوتاه، دو تصویر متضاد از «خیابان سیاسی» در رسانههای جهان برجسته شد: میلیونی یمن در صنعا، و تجمعی در مونیخ با محوریت پیام رضا پهلوی. هر دو با جمعیت، شعار و نماد همراه بودند، اما پیام، مخاطب و هدف آنها تفاوتی بنیادین داشت. این گزارش، تلاشی است برای فهم آنچه خیابان میگوید؛ نه فقط اینکه چقدر شلوغ است.
میلیونی یمن؛ خیابانی برای صمود
میلیونی یمن در ادبیات سیاسی حاکم بر صنعا، بیش از آنکه یک عدد دقیق باشد، یک مفهوم است: صمود. این تجمعها در واکنش به فشارهای خارجی و حملات نظامی شکل میگیرند و هدف اصلی آنها ارسال پیام مقاومت است؛ پیامی که هم به داخل و هم به خارج مخابره میشود.
در این چارچوب، خیابان نقش «سپر روانی» را بازی میکند. نمایش جمعیت، پاسخی است به این گزاره که فشار، نتیجه داده است. در روایت رسمی، میلیونی یمن یعنی جامعهای که علیرغم بحران انسانی، همچنان ایستاده است.
جمعیت؛ قدرت یا تصویر؟
اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا هر تجمع میلیونی، الزاماً قدرت سیاسی تولید میکند؟ در مورد میلیونی یمن، منتقدان میگویند خیابان بهشدت سازماندهیشده است و بیشتر کارکرد نمایشی دارد. حامیان اما پاسخ میدهند که در شرایط جنگ و محاصره، نفسِ حضور، خود نوعی کنش سیاسی است.
واقعیت این است که خیابان یمن، بیش از آنکه به دنبال تغییر معادله باشد، به دنبال تثبیت روایت است؛ روایت بقا و مقاومت.
مونیخ؛ خیابانی برای پیام
در سوی دیگر، تجمع مونیخ با محوریت پیام رضا پهلوی، از جنسی متفاوت است. اینجا نه جنگی در جریان است و نه محاصرهای فیزیکی؛ بلکه مسئله، «نمایندگی سیاسی» است. تجمع مونیخ تلاش میکند نشان دهد که اپوزیسیون ایرانی، فقط صداهای پراکنده نیست، بلکه میتواند حول یک پیام مشخص جمع شود.
در این معنا، خیابان مونیخ نه برای صمود، بلکه برای «تعریف بدیل» به کار گرفته میشود. پیام، مستقیمتر از جمعیت اهمیت پیدا میکند.
پیام شاهزاده رضا پهلوی؛ خطاب به که؟
پیام منتشرشده، سه مخاطب اصلی دارد:
1. داخل ایران: تأکید بر وحدت و عبور از ترس
2. ایرانیان خارج از کشور: دعوت به همبستگی فعال
3. جهان: معرفی یک روایت منسجم از خواست تغییر
برخلاف میلیونی یمن که بیشتر بر نمایش قدرت عددی تکیه دارد، این پیام بر مشروعیت سیاسی و اخلاقی تمرکز میکند.
دو خیابان، دو منطق
میلیونی یمن در برابر تجمع مونیخ
اگر بخواهیم مقایسه کنیم:
• میلیونی یمن:
• هدف: مقاومت
• مخاطب: دشمن خارجی
• ابزار: عدد و تصویر
• تجمع مونیخ:
• هدف: تغییر
• مخاطب: افکار عمومی جهانی
• ابزار: پیام و نماد
این تفاوت، نشان میدهد که خیابان، یک زبان واحد ندارد؛ بسته به زمینه، معنا عوض میکند.
خیابان و رسانه؛ کدام تعیینکننده است؟
در عصر رسانه، خیابان بدون قاببندی، ناتمام است. میلیونی یمن به تصاویر هوایی و جمعیت انبوه متکی است؛ تصاویری که قدرت را القا میکنند. تجمع مونیخ اما بیشتر به بازنشر پیام و تحلیل وابسته است.
در نهایت، این رسانهها هستند که تعیین میکنند کدام خیابان «دیده» میشود و چگونه فهم میشود.
مشروعیت از کجا میآید؟
پرسش بنیادی این است: مشروعیت سیاسی از جمعیت میآید یا از برنامه؟ میلیونی یمن تلاش میکند مشروعیت را از حضور خیابانی استخراج کند. تجمع مونیخ میکوشد آن را از ترکیب پیام، نماد و مخاطب بینالمللی بسازد.
هیچکدام لزوماً بیاثر نیستند، اما اثرگذاری آنها متفاوت است و در بازههای زمانی مختلف معنا پیدا میکند.
مطالعه بيشتر : افشای موعد؛ آیا ضربه نزدیک است؟
خطر سادهسازی
دیدن این دو رویداد بهعنوان «خوب» و «بد» یا «واقعی» و «نمایشی»، سادهسازی است. هر دو، پاسخهایی به شرایط خاص خود هستند. میلیونی یمن محصول جنگ و فشار است؛ تجمع مونیخ محصول تبعید، سیاست و جستوجوی بدیل.
از صنعا تا مونیخ، خیابان همچنان یکی از ابزارهای اصلی سیاست است، اما نه به شکلی یکسان. میلیونی یمن خیابانی است برای گفتن «ما هنوز هستیم». تجمع مونیخ خیابانی است برای گفتن «ما چه میخواهیم». تفاوت در همینجاست: یکی بر بقا تأکید دارد، دیگری بر آینده. فهم این تفاوت، کلید درک پیام هر دو صحنه است.








