در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره احتمال حمله تازه اسرائیل به ایران دوباره اوج گرفته و فضای منطقه را در وضعیتی از نگرانی و انتظار قرار داده است.
چرا اکنون بحث تشدید تنش دوباره بالا گرفته است؟
بازگشت سخن از درگیری احتمالی میان ایران و اسرائیل بیدلیل نیست. منطقه در مرحلهای بسیار حساس قرار دارد؛ جایی که چندین پرونده همزمان در حال جوشوخروش است. از درگیریهای غزه و جنوب لبنان گرفته تا ناامنی در دریای سرخ و بنبستهای سیاسی پیرامون پرونده هستهای ایران.
در چنین فضایی، حتی یک اشاره مبهم یا گزارش غیررسمی میتواند موجی از برداشتها و نگرانیها را به راه بیندازد. برخی رسانههای غربی از «گزینههای روی میز» سخن گفتهاند، در حالی که مقامهای اسرائیلی با بیانهایی دوپهلو، بر آمادگی برای همه سناریوها تأکید کردهاند.
این زبان نامشخص، که نه تأیید صریح است و نه تکذیب روشن، عملاً فضای انتظار را زنده نگه میدارد. در بسیاری از موارد، انتشار چنین خبرهایی میتواند بخشی از راهبرد فشار سیاسی باشد؛ راهبردی که هدف آن سنجش واکنشها و ارسال پیام بدون ورود مستقیم به میدان نبرد است.
حمله تازه اسرائیل به ایران میان توان نظامی و تصمیم سیاسی
بررسی موضوع حمله تازه اسرائیل به ایران نیازمند جداسازی دو مفهوم است: توان و تصمیم. از نظر توان نظامی، تردیدی وجود ندارد که اسرائیل از ابزارهای پیشرفتهای برای اجرای عملیات دوربرد برخوردار است؛ چه از راه هوایی و چه از مسیرهای غیرمستقیم.
اما توان، الزاماً به معنای تصمیم برای اقدام نیست. هرگونه حمله مستقیم میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد؛ هزینههایی که تنها به مرزهای دو کشور محدود نمیشود و ممکن است سراسر منطقه را درگیر کند. واکنش ایران میتواند مستقیم یا از مسیر نیروهای همپیمان در نقاط گوناگون باشد و همین مسئله، دامنه پیامدها را گسترش میدهد.
از این رو، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که طرح مداوم سناریوی حمله، بیشتر کارکرد بازدارنده و پیامی دارد تا مقدمهای برای جنگی فراگیر. اسرائیل با این رویکرد میکوشد فشار را حفظ کند و نشان دهد که گزینه نظامی را کنار نگذاشته است، در حالی که ایران نیز تلاش میکند آمادگی خود برای پاسخ را برجسته کند، بدون آنکه وارد رویارویی مستقیم شود.
واکنشها، محاسبات منطقهای و نگاه جهانی
موضع رسمی ایران در برابر این خبرها محتاطانه بوده است. مقامهای ایرانی در گفتار عمومی، اغلب این گزارشها را بزرگنمایی رسانهای میدانند، اما همزمان تأکید میکنند که آمادگی لازم برای مقابله با هر سناریویی وجود دارد. این دوگانگی، بخشی از راهبرد مدیریت تنش است؛ نه انکار کامل و نه پذیرش تهدید فوری.
در سطح جهانی، قدرتهای بزرگ با نگرانی به هرگونه نشانه تشدید تنش مینگرند. رویارویی مستقیم میان ایران و اسرائیل میتواند پیامدهای فوری برای بازار انرژی، امنیت کشتیرانی و ثبات اقتصادی داشته باشد. به همین دلیل، بسیاری از بازیگران بینالمللی خواهان مهار تنش از راههای دیپلماتیک هستند، حتی اگر در ظاهر، مواضع تند ادامه یابد.
مطالعه بيشتر : عقیل کشاورز که بود؟ جزئیات اعدام جاسوس موساد
در منطقه نیز کشورها با دقت تحولات را دنبال میکنند. تجربه سالهای گذشته نشان داده که آتش درگیریها بهسرعت میتواند از یک جبهه به جبهههای دیگر سرایت کند. همین نگرانی، عامل مهمی در محاسبات پشت پرده همه طرفها به شمار میآید.
خبرها و گمانهزنیها درباره حمله تازه اسرائیل به ایران بیش از آنکه نشانه آغاز جنگی قریبالوقوع باشد، بازتاب فضایی پرتنش و مملو از پیامهای بازدارنده است. میان بزرگنمایی رسانهای و تکذیبهای رسمی، واقعیت در لایههای پنهان تصمیمگیری شکل میگیرد.
آنچه آینده را رقم خواهد زد، نه فقط تیترها و اظهارنظرها، بلکه محاسبات دقیق و واکنشهای متقابل پشت صحنه است. تا آن زمان، منطقه همچنان در وضعیتی ناپایدار باقی میماند و همه سناریوها، دستکم روی کاغذ، باز خواهند بود








