یک ادعای جنجالی در شبکههای اجتماعی مدعی شده است که تنگه هرمز تا ۲۰۲۹ بسته خواهد ماند و روسیه نیز با ارسال سامانهها و موشکهای ضدکشتی به ایران، توان تهران برای مقابله با ناوگان آمریکا را افزایش داده است. اما بررسی گزارشهای معتبر نشان میدهد بخشهایی از این روایت با واقعیتهای تأییدشده ترکیب شده و بخشهای دیگر هنوز اثبات نشدهاند.
تنگه هرمز تا ۲۰۲۹؛ واقعیت یا ادعای بزرگ؟
آنچه در حال حاضر بهطور رسمی مطرح شده، بسته ماندن تنگه هرمز تا پایان دوره ترامپ بهعنوان یک احتمال یا تهدید سیاسی است، نه یک برنامه قطعی و مستقل برای بستن تنگه تا سال ۲۰۲۹.
در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، محسن رضایی اعلام کرد ایران تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط تهران، از جمله پایان جنگ و آزادسازی داراییهای ایران، پذیرفته نشود، تنگه هرمز را باز نخواهد کرد.
گزارشهای اقتصادی نیز به این موضوع اشاره کردهاند که برخی مواضع ایران، باز ماندن تنگه را تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ در سال ۲۰۲۹ به شرایط مذاکرات گره میزنند. اما این با اعلام رسمی یک «بسته ماندن قطعی تا ۲۰۲۹» تفاوت دارد.
بنابراین، عبارت تنگه هرمز تا ۲۰۲۹ در حال حاضر بیشتر یک سناریوی سیاسی و رسانهای است تا یک تصمیم نهایی با جدول زمانی مشخص.
روسیه واقعاً چه نقشی دارد؟
اینجا بخش جذابتر ماجراست.
روسیه و ایران در سال ۲۰۲۶ همکاری نظامی و دریایی خود را افزایش دادهاند. در فوریه، نیروهای دریایی دو کشور یک رزمایش مشترک در خلیج عمان و جنوب تنگه هرمز برگزار کردند.
در این رزمایش، کشتی روسی و نیروهای ایرانی در تمرینهای مرتبط با مقابله با تهدیدات دریایی، فرماندهی مشترک و واکنش سریع شرکت کردند.
اما این رزمایش به معنی تحویل موشکهای ضدکشتی روسی به ایران نیست.
این تفاوت بسیار مهم است؛ زیرا روایتهای شبکههای اجتماعی معمولاً همکاری نظامی، فروش سلاح و انتقال عملیاتی تجهیزات را در یک جمله به هم پیوند میدهند.
موشکهایی که واقعاً درباره آنها گزارش شدهاند
در فوریه ۲۰۲۶، گزارشهایی درباره تلاش ایران برای تقویت توان موشکی خود با کمک شرکای خارجی منتشر شد.
بر اساس گزارش Critical Threats، ایران با روسیه درباره خرید سامانههای پدافندی Verba مذاکره کرده بود و همزمان گزارشهایی از قرارداد یا مذاکرات تسلیحاتی با چین منتشر شد. مهمتر اینکه موشک ضدکشتی CM-302 در گزارشهای مربوط به مذاکرات ایران و چین مطرح شده بود، نه روسیه.
یعنی اگر در یک پست نوشته شده باشد که «روسیه موشکهای ضدکشتی جدید به ایران داده»، باید با احتیاط زیادی با آن برخورد کرد.
آنچه منابع معتبر نشان میدهند، همکاری نظامی ایران و روسیه از یک سو و مذاکرات تسلیحاتی ایران و چین از سوی دیگر است؛ این دو موضوع نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.
ایران بدون کمک روسیه هم موشک ضدکشتی دارد
یکی از نکاتی که در روایتهای وایرال معمولاً نادیده گرفته میشود، توان داخلی ایران است.
ایران سالهاست روی موشکهای ضدکشتی سرمایهگذاری کرده و مجموعهای از موشکهای کروز و بالستیک ضدکشتی در اختیار دارد. بسیاری از این سامانهها بر اساس طراحیهای قدیمیتر چینی توسعه یافتهاند.
گزارش مؤسسه Heritage نیز تأکید میکند که ایران دارای انواع موشکهای ضدکشتی، موشکهای کروز و سامانههای ضدرادار است و بخش قابل توجهی از این توانمندیها در داخل ایران توسعه یافته یا بر اساس نمونههای چینی ساخته شدهاند.
به همین دلیل، حتی اگر ادعای ارسال یک سامانه خاص روسی اثبات نشود، این به معنی نبود تهدید موشکی ایران برای کشتیها در هرمز نیست.
چرا هرمز برای آمریکا اینقدر خطرناک است؟
جغرافیای تنگه بخش بزرگی از پاسخ را توضیح میدهد.
ایران در دو سوی بخشهایی از مسیرهای منتهی به تنگه موقعیت جغرافیایی بسیار مهمی دارد و میتواند از ساحل، شناورهای کوچک، پهپادها، مینهای دریایی و موشکهای ضدکشتی برای ایجاد تهدید علیه کشتیهای تجاری استفاده کند.
گزارشهای نظامی آمریکا در جریان جنگ ۲۰۲۶ نیز اعلام کردند که موشکها یکی از اصلیترین تهدیدها علیه کشتیهای تجاری در تنگه هرمز بودهاند.
حتی در ماه مه، کره جنوبی اعلام کرد که بررسی فنی نشان داده یک موشک ضدکشتی ایرانی احتمالاً در حمله به یک کشتی کرهای در تنگه هرمز نقش داشته است؛ هرچند تهران نقش خود را رد کرد.
پس اصل خطر موشکی واقعی است؛ اما این موضوع بهتنهایی ادعای تحویل موشکهای روسی را ثابت نمیکند.
آیا روسیه میتواند معادله هرمز را تغییر دهد؟
روسیه میتواند از نظر سیاسی و نظامی برای تهران اهمیت داشته باشد، اما نباید همکاری دو کشور را با یک اتحاد نظامی مستقیم برای کنترل هرمز اشتباه گرفت.
رزمایش مشترک روسیه و ایران نشان داد دو طرف میتوانند در محیط دریایی با یکدیگر همکاری کنند.
از سوی دیگر، روسیه خود درگیر جنگ و محاسبات امنیتی گستردهای است و انتقال هرگونه سامانه پیشرفته به ایران میتواند پیامدهای سیاسی و بینالمللی زیادی داشته باشد.
بنابراین، هر ادعایی درباره ارسال تجهیزات جدید روسی باید بر اساس نوع سامانه، قرارداد، زمان تحویل و شواهد مستقل بررسی شود.
چرا نام چین در این داستان مهم است؟
اگر بخواهیم قطعات پازل را کنار هم بگذاریم، نام چین حتی مهمتر از چیزی است که در روایتهای اولیه دیده میشود.
در فوریه، رویترز گزارش داد ایران به خرید موشکهای کروز ضدکشتی مافوقصوت CM-302 از چین نزدیک شده است. این مذاکرات از مدتها قبل آغاز شده بود، اما پس از جنگ ایران و اسرائیل شدت گرفته بود.
در نتیجه، وقتی صحبت از افزایش توان ضدکشتی ایران میشود، باید میان روسیه، چین و توان داخلی ایران تفکیک قائل شد.
این تفکیک نشان میدهد که روایت «روسیه موشکهای ضدکشتی را برای بستن هرمز فرستاد» دستکم با اطلاعات علنی و معتبر فعلی بهطور کامل تأیید نمیشود.
هرمز واقعاً میتواند تا ۲۰۲۹ بسته بماند؟
این یکی از بزرگترین پرسشهاست.
از نظر سیاسی، ایران اکنون بازگشایی تنگه را به شروط مشخصی گره زده است و مقامهای ایرانی در ۱۱ اوت بار دیگر اعلام کردند که بدون تغییر رفتار آمریکا، تنگه باز نخواهد شد.
اما از نظر اقتصادی، ادامه انسداد برای مدت چند سال پیامدهای بسیار سنگینی خواهد داشت.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان است و اختلال طولانیمدت در آن میتواند بازار انرژی، بیمه کشتیرانی، هزینه حملونقل و اقتصاد کشورهای واردکننده نفت را تحت فشار قرار دهد. گزارشهای اخیر نیز از افزایش دوباره قیمت نفت در پی کاهش امیدها به توافق ایران و آمریکا خبر دادهاند.
بنابراین، «تا ۲۰۲۹» را نباید یک تاریخ قطعی برای آینده هرمز دانست؛ بلکه باید آن را در چارچوب شرط سیاسی تهران و طولانی شدن بحران تحلیل کرد.
یک تنگه، سه قدرت و یک بازار جهانی
ماجرای هرمز فقط به ایران و آمریکا محدود نمیشود.
روسیه با ایران رزمایش دریایی برگزار کرده، چین در مذاکرات تسلیحاتی با تهران مطرح شده و آمریکا نیز تلاش کرده با فشار نظامی و همراهی دریایی، مسیر کشتیرانی را باز نگه دارد.
مطالعه بيشتر؛ پشت بازیهای تلگرامی کسب درآمد چه رازی است؟
در چنین شرایطی، هر تحول کوچک در هرمز میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از خلیج فارس داشته باشد.
، مذاکرات ایران برای خرید موشکهای ضدکشتی از چین گزارش شده است.
پس سؤال واقعی شاید این نباشد که «آیا روسیه هرمز را برای ایران میبندد؟»؛ بلکه این است که اگر تهران تصمیم بگیرد هرمز را برای مدت طولانی باز نکند، آمریکا و بازار جهانی انرژی تا کجا میتوانند این فشار را تحمل کنند؟








