فراخوان تعطیلی بازار تهران در شهریور، بار دیگر نگاهها را به بحران ارز، تورم و نارضایتی کسبه از شرایط اقتصادی ایران دوخته است.
اعتصاب بازار تهران؛ اعتراض به دلار یا یک بحران بزرگتر؟
بازار تهران بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است؛ اینبار بهدلیل فراخوانی برای تعطیلی مغازهها در روزهای سوم و چهارم شهریور ۱۴۰۵. محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، از کسبه و بازاریان خواسته است در اعتراض به شرایط اقتصادی و وضعیت بازار، فعالیت خود را متوقف کنند.
اما سؤال اصلی اینجاست: آیا موضوع فقط اعتراض به قیمت دلار است یا اقتصاد ایران وارد مرحلهای شده که نارضایتی از بازار میتواند به یک بحران اجتماعی گستردهتر تبدیل شود؟
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که سابقه اعتراضات صنفی در بازار تهران را در نظر بگیریم. در سالهای اخیر، افزایش نرخ ارز، تورم و کاهش قدرت خرید بارها باعث تعطیلی یا اعتراض کسبه در بخشهایی از بازار شده است. در یکی از موجهای اعتراضی اخیر نیز گزارشهایی از تعطیلی بخشهایی از بازار بزرگ تهران و مراکز تجاری مانند علاءالدین و چارسو منتشر شد.
چرا بازار تهران دوباره به نقطه اعتراض رسیده است؟
بازار تهران فقط یک مرکز تجاری نیست؛ این مجموعه تاریخی یکی از مهمترین نمادهای اقتصادی پایتخت محسوب میشود و هرگونه تعطیلی گسترده در آن میتواند پیام سیاسی و اجتماعی قابلتوجهی داشته باشد.
کسبه در چنین شرایطی با مشکلی روبهرو هستند که صرفاً افزایش قیمت کالا نیست. نوسان شدید ارز، هزینه تأمین کالا را تغییر میدهد و فروشنده نمیداند کالایی که امروز میفروشد، فردا با چه قیمتی قابل جایگزینی خواهد بود.
این وضعیت میتواند چرخهای از کاهش معاملات، کاهش قدرت خرید و افزایش فشار بر کسبوکارهای کوچک ایجاد کند. در گزارشهای پیشین درباره اعتراضات بازار تهران نیز افزایش نرخ ارز و تورم از مهمترین دلایل مطرحشده از سوی کسبه عنوان شده بود.
به همین دلیل، اعتصاب بازار تهران را نمیتوان فقط یک تعطیلی صنفی ساده دانست؛ زیرا پشت آن مجموعهای از مشکلات اقتصادی قرار دارد که مستقیماً با زندگی روزمره مردم ارتباط پیدا میکند.
دلار؛ جرقهای برای نارضایتی اقتصادی؟
یکی از مهمترین متغیرهای این ماجرا، نرخ ارز است. در اقتصادی که بخش قابلتوجهی از قیمت کالاها و هزینههای تولید و واردات تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارد، جهش دلار میتواند مستقیماً روی بازار اثر بگذارد.
وقتی قیمت ارز بهسرعت تغییر میکند، فروشنده با یک معادله دشوار مواجه میشود: اگر کالا را بفروشد، ممکن است نتواند همان کالا را با قیمت قبلی جایگزین کند؛ اگر هم فروش را متوقف کند، سرمایه او در مغازه و انبار باقی میماند.
در چنین شرایطی، اعتراض اقتصادی میتواند از یک صنف به صنف دیگر منتقل شود. تجربه موجهای قبلی نشان داده است که تعطیلی برخی مراکز تجاری تهران گاهی با پیوستن کسبه مناطق دیگر همراه شده است.
آیا اعتصاب گسترده خواهد شد؟
در حال حاضر باید میان فراخوان اعتصاب و وقوع قطعی آن تفاوت گذاشت. آنچه در محتوای منتشرشده دیده میشود، دعوت به تعطیلی بازار در تاریخهای مشخص است؛ بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس فراخوان، از وقوع یک اعتصاب گسترده و سراسری سخن گفت.
با این حال، میزان استقبال کسبه میتواند اهمیت زیادی داشته باشد. اگر تعطیلی محدود بماند، احتمالاً در حد یک حرکت اعتراضی صنفی باقی خواهد ماند. اما اگر بخشهای بیشتری از بازار به آن بپیوندند، موضوع میتواند به یکی از مهمترین نشانههای نارضایتی اقتصادی در تهران تبدیل شود.
در موجهای قبلی نیز گزارشهایی از گسترش تعطیلی کسبوکارها به بخشهای مختلف بازار و مراکز تجاری منتشر شده بود؛ اتفاقی که نشان میدهد بازار تهران ظرفیت تبدیل شدن به نقطه تمرکز اعتراضات اقتصادی را دارد.
اعتصاب بازار تهران؛ اقتصاد در برابر سیاست
اهمیت اعتصاب بازار تهران فقط در تعداد مغازههای بستهشده خلاصه نمیشود. بازار در تاریخ معاصر ایران همواره جایگاهی فراتر از یک مرکز اقتصادی داشته و به همین دلیل، اعتراض بازاریان میتواند پیام سیاسی گستردهتری پیدا کند.
با این حال، نباید هر اعتراض اقتصادی را بلافاصله یک حرکت سیاسی دانست. ممکن است انگیزه اولیه بسیاری از کسبه، کاملاً اقتصادی باشد: افزایش هزینهها، کاهش مشتری، بیثباتی قیمتها و دشواری ادامه فعالیت.
اما زمانی که مشکلات اقتصادی طولانی شوند، مرز میان نارضایتی اقتصادی و اجتماعی میتواند کمرنگ شود. همین مسئله است که هر فراخوان برای تعطیلی بازار تهران را برای ناظران سیاسی و اقتصادی مهم میکند.
مطالعه بيشتر : مرد عنکبوتی؛ راز خشم عربها چیست؟
تهران منتظر چه اتفاقی است؟
اکنون سؤال اصلی این نیست که آیا بازار تهران یک روز تعطیل خواهد شد یا نه؛ سؤال مهمتر این است که اعتصاب بازار تهران تا چه اندازه میتواند بازتابدهنده عمق بحران اقتصادی در ایران باشد.
اگر کسبه در روزهای اعلامشده مغازههای خود را ببندند و حرکت در بخشهای مختلف بازار گسترش پیدا کند، فشار بر دولت برای پاسخگویی به مشکلات اقتصادی افزایش خواهد یافت. اگر استقبال محدود باشد، نشان خواهد داد که فاصله میان فراخوانهای اعتراضی و توانایی ایجاد یک حرکت صنفی گسترده همچنان زیاد است.
در هر دو حالت، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: بازار زمانی دست به اعتراض میزند که بیثباتی اقتصادی مستقیماً به کسبوکار و سرمایه مردم فشار وارد کند.








